یادداشت های روزانه

  • الگوی زمان‌بندی برای نوشتن

    یک: اگر هر روز ۲۶ ساعت در شبانه‌روز بود من الان یک داستایفسکی بودم وقتی از کسی این سوال را می‌پرسم که چرا به نوشتن نمی‌پردازد یا از نوشتن طفره می‌رود، پاسخ‌های متعددی را دریافت می‌کنم. یک پاسخ، بیشتر از همه مرا نظر مرا جلب خودش می‌کند. «با وجود استعداد و علاقه‌ام به نوشتن، وقت […]

  • از اینستاگرام نویسنده‌ای بیرون نمی‌آید

    قطعا استدلال‌های روشنی در پذیرش حضور در شبکه‌هایی اجتماعی مثل اینستاگرام دارم اما ضروری می‌بینم حضور در چنین رسانه‌ای را برای مدتی محدود کنم که کلک باور نویسنده شدن را نخورم. در فضای ایسنتاگرام با نوشتن چند کاراکتر نوشته نویسنده‌ نخواهی شد! رنگ سرخ یک لایک که برای نشر پست‌های بیشتر که وسوسه‌ات می‌کند توجه‌ات […]

  • چگونه بر ننوشتن غلبه کنیم

    یک: نوشتن از نگاه احمد محمود امروز برای من روز خسته‌کننده ای بود و من هم مثل سایرین از نوشتن خسته شدم. دلم نمی‌خواست بنویسم ترجیح دادم که به جای نوشتن، مطالعه کنم اما باز هم حین مطالعه آشفته بودم و آن‌طوری که باید از پس انجام دادنش برنیامدم. تصمیم گرفتم سری به کتاب‌فروشی‌های شهر […]

  • منطق یا دیوانگی| چرا به خطا میفتیم؟

    مقدمه دم غروبی داشتم با زهرا خبیدوئی دوست فعالم در حوزه‌ی نوشتن کپی دوستانه می‌زدم. رشته‌ی سخن‌مان قدری به دارازا کشید و به این نقطه ختم شد که باورهای آدمها تا چه اندازه با یکدیگر متفاوت است و همین تفاوت بستری برای به کرسی قضاوت نشستن را فراهم می‌کند. چیزی که در این میان مهم […]

  • جسارت عملی کردن خواسته‌ها

    یک: ماندن در یک موقعیت چیزی که من نمی‌توانم خیلی متوجه‌اش شوم ماندن و درجا زدن در موقعیتی است که فرد خودش می‌داند هر چه بیشتر در آن بماند احتمال فرو رفتنش به منجلاب بیشتر است.   دو: از شغل تا ازدواج  این منجلاب می‌تواند از سالها ماندن در شغلی باشد که هیچ چشم‌اندازی را […]

  • نوشتن همین است

    یک: وقایع‌نگاری روزانه حاضرم شرط ببندم که وقتی می‌نشینی پای نوشتن از هر سو بهانه‌ای برای قلم زدن داری و از هر اتفاقی برای نوشتن استفاده می‌کنی. به قدری باهوش می‌شوی که جزئی‌ترین وقایع را به متنی بلند تبدیل می‌کنی که وقتی اتفاق می‌افتادند روحشان هم خبر از این رخداد نداشت.   دو: خاطره‌نگاری شاید […]

  • پایین کشیدن دیگران شما را بالا نمی‌برد

    یک:وقتی از گفتن موفقیت‌هایت واهمه داری «پایین کشیدن دیگران شما را بالا نمی‌برد.» این جمله را از ریچل هالیس نویسنده موفق انگلیسی زبانی که شیفته‌ی قلم نوشتاری‌ام شدم نقل می‌کنم تا بتوانم به استناد همین یک جمله‌ی کوتاه که کوهی حرف در پسش نهان است، حرف اصلی‌ام را بزنم. بسیاری از اوقات در معاشرت‌های روزانه‌مان […]

  • بهترین سوژه برای نوشتن

    یک: مکالمه‌ای سرزده با سوژه‌ی نوشتن سر شبی داشتم با یکی از دوستانم تلفنی حرف می‌زدم و از فواید رصد کردن آدم‌های اطراف برای یافتن سوژه‌ی نوشتن می‌گفتم، به خودم که آمدم تعداد زیادی واقعه را روی کاغذ نوشته بودم.     دو: سوژه‌ی نوشتن خیلی‌ها عائله دارند و باید شب نرسیده زن و بچه‌شان […]

  • بی‌خیالی و هنر رهایی از دغدغه‌ها

    یک: تخیلی از یک زندگی ایستادم و خیره به نگاه کردنش ماندم چون دیدنی به نظرم آمد. یک تیر خلاص از کلامش رها کرد و مثل همیشه با لحن محکوم کننده،‌‌‌‌‌‌‌‌ حرفش را به کرسی نشاند. بلند شدم به بهانه خوردن یک لیوان آب و حواسم را پرت شرشر شیر آب کردم. چندباری صدا زد […]

  • بند رویاها را به آب دادن

    یک: تقاضایت از زندگی چیست؟ عمده‌ی تقاضا و خواسته‌ی ما از یک زندگی چه می‌تواند باشد؟ منصرف شدن از خوردن ته‌مانده برنج توی قابلمه که ممکن است رژیم رعایت شده‌ی ماه‌ها تلاش مان را برهم بزند؟ لذت بردن از لحظه‌ای در زندگی بی‌چشمداشت و توجهی به آینده‌ی نیامده. مراقبت از آرزویی که هر لحظه امکان […]

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه