۱۰ دقیقه ای وقت دادیم که هر اسبی خواست بتازاند

جوری فریاد کشیده بود که دست و پایمان چند لحظه ای گم شد
آن قدری عصبانی بود که نمی شد از چند قدمی اش رد شد.
چند دقیقه پیش صحنه ای باشکوه به راه انداخته بود و حسابی گرد و خاکی عظیم به پا کرد .
همه سکوت کرده بودن و دقایقی به او فرصت دادند هر چه دلش می خواهد بگوید و هر کاری از دستش بر می آید اجرا کند .
این وسط هم یکی دو وسیله را که روی میز کارش بود، نقش زمین کرد.
اصلا مگر کسی می توانست حرفی هم بزند میان آن معرکه ای که به راه انداخته بود.
حتما این صحنه را بارها و بارها در جامعه، محیط های دوستی وخانوادگی نظاره کردید؟
شاید هم از نگاه دستور زبان فارسی، فاعل کار خودتان بوده اید.
لابد چند باری از نزدیک این حس را درک کرده اید.
اصلا ادمیزاد محال است که این حس درونی را، دست کم برای چندین بار تجربه نکرده باشد.
بهتر این بود که او را برای ارائه راه حل بهتر به شناخت درونش تشویق میکردم.
خشم درونی اش را به دل یک سخنرانی سپردم
یک صدای ضبط شده از دکتر فرهنگ هلاکویی را عصر همان روز برایش فرستادم.
با موضوع خشم.
این سخنرانی حاوی اطلاعات زیر بود که یقینا به او در شناخت خشم درونی اش کمک می کرد.
خشم خلاف گرد و خاکی که به پا می کند تعریفی بسیار ساده دارد.
خشم چیست و چه زمانی تبدیل به عصبانیت می شود
در تعریف خشم باید یه یک احساس و حال نا خوشایند اشاره کردکه زمانی شدت پیدا می کند که در بدن ما تغییراتی را ایجاد کند.
تغییراتی که از بیرون نیز برای اطرافیان قابل مشاهده است.
این احساس درونی است که ما را وادار به انجام کاری می کند و باعث می شود که این احساس به یک هیجان تبدیل شود.
پس میتوان در تعریف خشم از این دو واژه به نحو بهتری استفاده کرد:
خشم احساس و هیجان منفی است که کم و بیش در زندگی همه انسانها وجود دارد.
اما زمانی که همین احساس و هیجان خودش را به یک رفتار تبدیل کند آن هم رفتاری که به گونه ای نامناسب و ناخوشایند است که هم به ضرر دیگران تمام می شود هم به ضرر خود فرد،دراین لحظه می شود این رفتار را عصبانیت نامگذاری کرد.
پس خشم را می توان با عنوان هیجان و احساس تعریف کرد و عصبانیت را نوعی از رفتار،حالت بدنی یا گفتاری تلقی کرد که برای دیگران قابل مشاهده است.
فرد عصبی چه کسی است
فرد عصبی کسی است که دارای ویژگی ها و صفاتی است که بخشی از هویت و شخصیت او را تشکیل می دهد و به دلیل برخورد نامناسبش با واقعیات زندگی، دیگران و حتی خودش، احساس و هیجان خشم و عصبانیت در وجودش پدیدار می شود .
برای درک بهتری از فرد عصبی بهتر است با ویژگی های رفتاری اش بیشتر آشنا شد تا مشکلات رفتاری این فرد را در زندگی شناسایی کرد و برای حل این مشکل نسخه پیچید.
ویژگی های فرد عصبی 
مورد اول ویژگی افراد عصبی در جدال بودن با واقعیت و حقیقت زندگی
فرد عصبی واقعیت و حقیقت زندگی را آن گونه که هست نمی بیند و برداشت ذهنی اش از وقایعی که در اطرافش اتفاق می افتد متفاوت با چیزی است که در واقعیت است .
فرد عصبی اهمیتی به مسائل کمی و عددی نمی دهد و برایش تعداد تفاوتها اهمیتی ندارد و بیشتر اوقات جنبه هایی از واقعیت های زندگی را چند برابر بیشتر یا چند برابر کمتر از آنچه به وقوع پیوسته در ذهن خود ثبت می کند و در رووزمره بازگو می کند.
از این رو است که فرد عصبی درک درستی از واقعیت و حقایق اطرافش ندارد و همین مورد برای او دردسر ساز خواهد شد .
از این رو که فرد عصبی حقایق را به درستی مشاهده نمی کند، از واقعیات اطرافش برداشت های ذهنی متفاوتی می کند به گونه ای که مسایل را در ذهنش بزرگ جلوه می دهد و همین امر سبب اختلاف نظر با اطرافیان می شود که زمینه ساز بروز خشم و عصبانیت در او می شود.
مورد دوم ویژگی فرد عصبی:نحوه برخورد با مسئولیت
فرد عصبی یا مسئولیت را نمی پذیرد و از آن سر باز می زند یا مسئولیت را بیش از حد می پذیرد.
این ویژگی را می توان به درجه حرارت بدن تشبیه کرد زمانی که کمتر یا بیشتر از ۳۷ درجه سانتی گراد برسد برای بدن مضر است و مسبب مشکلات بی شماری می شود .
مسئولیت پذری نیز به مراتب همین اثرات منفی را بر ویژگی های رفتاری فرد دارد.
زمانی که فردی بیش از حد انتظار مسئولیتی را در کار بپذیرد قاعده رفتاری اش در اجتماع بر هم می ریزد به آن سبب که نقش اصلی اش را از یاد می برد و به قدری در یک کار غرق می شود که از باقی وظایفش جا می ماند.
از طرف دیگر سلب مسئولیت در انجام کارهایی که وظایف اصلی در زندگی فرد است و شانه خالی کردن از زیر آنها سبب ایجاد خسارتهایی به زندگی خود فرد و اطرافیانش می شود و سبب می شود که فرد نقش و وظیفه اصلی خودش را به درستی انجام ندهد و بار وظایف را به شانه اطرافیان بیاندازد.
این موضوع را به کرات در محسط های شغلی شاهدش بوده ایم که عده ای از زیر بار مسایل کاری خودشان شانه خالی میکنند و در صورت هر گونه اعتراضی با خشونت رفتاری از آنها روبه رو می شویم.

مورد سوم ویژگی های فرد عصبی:در هم ریختگی دیدگاهشان در مورد وقت و زمان
افراد عصبی همیشه در گذشته های دور سیر می کنند و حاضر نیستند لحظه ای از این جایگاه پا به بیرون بگذارند.
در گذشته ماندن تنها مشکل اساسی افراد عصبی نیست که حتی آنها با بودن در گذشته دست به تغییرات اساسی در خاطرات هم میزنند که به گونه ای که کاملا خاطرات را تغییر می دهند و خود و نزدیکانشان را به دردسری عظیم دعوت می کنند.
از طرفی این افراد حتی به ماندن درگذشته ها اکتفا نمی کنند و تا آنجایی که بتوانند برای آینده شان هم تصمیم گیری می کنند وآینده نیامده را با تفکراتشان دستخوش تغییر می کنند.
میتوان با قطعیت گفت که اشکال این کار افراد عصبی غافل شدن از زندگی در زمان حال است .
چرا که تمام مدت یا در گذشته و خاطرات تغییر یافته اش سیر می کنند یا در آینده ای با اتفاقات نیامده اش برنامه ریزی ذهنی می کنند از این سو از زمان حال که میشود نهایت استفاده را برد غافل می مانند.
در این بین هم دیگرانی را که در اطرافشان هستند قربانی این کج اندیشی می کنند.
افراد عصبی به دلیل سیر در گذشته و آینده و غفلت از زمان حال نسبت به اندازه زمانی بی تفاوت می شوند.
یعنی برایشان اندازه گیری زمانی تفاوت چندانی ندارد به عبارتی از نظر آنها تفاوتی بین ۱ دقیقه و ۱۰ دقیقه وجود ندارد.
بی اعتنایی نسبت به مفهوم زمان می تواند یکی از دست آوردهای فکری افراد عصبی باشد و بارها شاهد این مسئله بودیم که این افراد برای انجام یک کار توان اندازه گیری زمان ندارند.
گاها برای انجام یک کار نیم ساعته یک روز زمان را به هدر می دهند.
فی الواقع فرد عصبی دیدگاه و نظر خودش را با مفهوم زمان دارد و بر اساس مفهوم ذهنی خودش عمل میکند .
همین امر سبب می شود که افرادی با این ویژگی ها در محیط اجتماع مسبب بروز مشکلاتی در زندگی شوند و دربرداشت ذهنی اطرافیان از خودشان را به سوی خودپرستی و خودخواهی سوق دهند و به دلیل بی اعتنایی به گذر زمان در انجام کارها مشکلات و مسائلی برای خود و دیگران در محیط های اجتماعی ایجاد کنند.
مورد چهارم ویژگی های افراد عصبی:حرمت نفس یا عزت نفس است
افراد عصبی در روزمره و در برخورد با دیگران گرچه از دیگران توقع دارند که با آنها به بهترین شکل برخورد شود و در ظاهر وانمود می کنند که خودشان را مهم و با ارزش می دانند اما در لایه های درونی وجودشان ،در باور ذهنی شان نسبت به خود احساس خوبی ندارند.
آنها خود را حقیر و کوچک می شمارند، نادانی و حماقت را جزو ویژگی های رفتاری شان به حساب می آورند.
نسبت دادن این ویژگی های بد به خود تنها در ذهنشان اتفاق می افتاد.
از آنجایی که اگر این باور ذهنی را در ملاعام مطرح کنند باعث شرمساری و ایجاد احساسات منفی درشان می شود پس درصدد این بر می آیند که یا دیگران را در روابطشان کوچک و حقیر بشمارند یا خود را از دیگران در تمامی زمینه ها بهتر و بالاتر بدانند.
همین دو احساس متضاد در برخورد با اطرافیان سبب خواهد شد که فرد عصبی به شکل های مختلفی در خود احساس خود کم بینی و تحقیر و گاها احساس گناه داشته باشد و در برخورد با دیگران مسبب مشکلات رفتاری شود.
مورد پنجم در افراد عصبی: اعتماد به نفس
فرد عصبی به دلیل کمبود اعتماد به نفس، باور به ناتوانی درانجام کارها، احساس ناتوانی و حتی نگرانی از به سرانجام نرساندن کارهایی که به او محول شده است،دچار اضطراب و نگرانی می شود.
افرادی که از کمبود اعتماد به نفس برخورداند همواره نگران هستند که از عهده انجام کارها و وظایفی که به آنها محول شده است بر نیایند.
حتی اگر آنها را با اطرافیان مقایسه کنیم خواهیم دید که به مراتب عمکرد آنها بهتر و مناسب تر از دیگران است اما همیشه نوعی نگرانی از از انجام نشدن امور یا نقص در انجام دادن کارها با آنها هست که به مرور زمان مسبب اضطراب و نگرانی هایی می شود.
همه ما باور داریم که حد مطلوبی از نگرانی و استرس برای انجام امور روزانه و جاری زندگی لازم و ضروری است و به نوعی می تواند محرک انجام و ادامه کارها باشد اما زمانی که این اضطراب و نگرانی بیش از حد ممکن باشد فی الواقع دست و پا گیر می شود و بیش از نیمی از انرژی که فرد باید صرف انجام درست کارهای زندگی کند را خرج این اضطراب ونگرانی می کند .
در نهایت کار محول شده را بدون کسب هیچ گونه لذتی انجام می دهد و به کار به دید یک اجبار و تحمیل وظیفه برخورد می کند.
این همان بن بستی است که در راه رسیدن به موفقیت در آن گیر می کند.
فرد عصبی با این دیدگاه همیشه خودش را در حاشیه می داند و از گام نهادن در راه های رسیدن به پیروزی و موفقیت سر باز می زند.
همین موضوع می تواند مسبب بروز رفتارهای نامناسبی با خود و دیگران باشد
مورد ششم در افراد عصبی:قدرت ،حیثیت و آبرو 
فرد عصبی برخوردی دو گانه در برابر قدرت از خود نشان می دهد.
از یک طرف از قدرت و قدرتمندی حتی از موضع مشروع و پذیرفته شده اش یعنی اقتدار متنفر است و دوری می کند.
از طرف دیگر بسیار تشنه قدرت و توانایی است و بسیار مایل است که این توانمندی را به دست آورد تا در نگاه خودش از کنترل و زیر نظر دیگران بودن در امان باشد و آرامشی نسبی به دست آورد.
پس می توان این گونه نظر داد که فرد عصبی در ارتباط با مفهوم قدرت جنبه دوگانه ای دارد.
در کنار مفوم قدرت مسئله آبرو و حیثیت نیز به میان است.
فرد عصبی به مسئله ادب و احترام اهمیت ویژه ای می دهد و کمی در این زمینه از باقی افراد حساس تر است و روحیه شکننده ای داردکه تمایل دارد زیر سایه این احترام همه افراد ،او را محترم شمرند.
این شکنندگی در این زمینه می تواند در سطح زندگی اش مشکلات فراوانی به بار آورد چرا که همواره درصدد این است که دیگران را به خود جذب نگه دارد.
بیشتر مواقع این افراد به دلیل ترس و نگرانی از آبروی خود و اطرافیان را مجبور به رعایت اصول و قوانینی می کنند که تنها سبب تحمل درد و رنج برای خود و اطرافیانشان می شود.
مورد هفتم در افراد عصبی :خشم درونی
خشم موضوعی است که در همه افراد کم و بیش به اندازه های متفاوتی وجود دارد.
در فرد عصبی خشم چندین برابر خودنمایی می کند.
به طوری که اگر فرد معمولی در روز ۱۰ بار با خشم روبه رو می شود، فرد عصبی بیشتر از ۱۰۰ با در برخورد با مسایل با خشم دست و پنجه نرم می کند.
اما واکنشی که فرد عصبی نسبت به خشم از خود بروز می دهد به دو شکل است:
واکنش اول به هیچ وجه این خشم و هیجان درونی را به رفتار تبدیل نمیکند بنابراین با فرد عصبی رو به رو می شویم که بسیار کم عصبانی می شود و خشمش را به عصباینت تبدیل نمی کند.
در واقع در این گونه موارد فرد به خود حق اظهار نظر و بیان عقیده و نظرش را در مورد مشکل نمی دهد.
واکنش دوم فرد عصبی که هیجان و خشم درونی اش را به رفتار تبدیل می کند و همواره عصبانی است و با کوچکترین مسئله ای که در اطرافش اتفاق می افتد راه را برای عصبانیت و بروز خشم درونی اش باز می گذارد.
لزوما فرد عصبی در مورد دوم تنها به اتفاقات ناخوشایند واکنش این چنینی نشان نمیدهد که حتی از اتفاقات خوبی که در اطرافش اتفاق می افتد گله و شکایت را دارد و آن را در غالب رفتارهای پرخاشگرانه به نمایش می گذارد.
میتوان نتیجه را این چنین گرفت که فرد عصبی پر ازخشم است اما نحوه ابرازش به دو شکل متفاوت از هم می باشد.
مورد هشتم ویژگی فرد عصبی :وابستگی و اعتیاد او به دیگران
فرد عصبی عموما توانایی استقلال و آزادی را برای خود ندارد و حتی به دیگران هم اجازه ی داشتن این آزادی و استقلال را نمی دهد.
در واقع فرد عصبی از یک طرف به عده ای از افراد وابسته می شود به گونه ای که کارهای زندگی اش را وابسته به وجود آنها می داند و از طرفی دیگر به قدری نزدیکانش را به خود وابسته میکند که برای انجام امور زندگی به بودن او نیازمند شوند.
نتیجه اش این می شود که فرد عصبی به خودکفایی نمیرسد و به نوعی به این سبک از زندگی عادت می کند .
تکرار و عادت کردن به این رفتار می تواند او ار از پیشرفت و رسیدن به اهدافش باز دارد چرا که به نوعی خود و دیگران را گرفتار احوالات درونی خودش میکند.
مورد نهم در فرد عصبی: محبت و دوستی
باز هم یک بینش و تفکر دوگانه که در وجود فرد عصبی مشخص و محرز است تفکری است که با محبت و دوستی دارد.
فرد عصبی از یک طرف محبت کردن را یک نوع حقه و دروغی بزرگ برداشت میکند و از طرفی آن را یک دریافتی ارزشمند از جانب دیگران میداند و درصدد کسب کردن آن است
و سخت در تلاش است که محبت دیگران را به خود جلب کند به نوعی می توان او را تشنه ی محبت دانست.
فرد عصبی حتی معیار انتخاب هایش را در دوستی افرادی می داند که بتوانند محبت دیگران را در خو جذب کند و به نوعی این محبت را در انحصار خود بگیرند وگرنه به راحتی از آن دوستی دست می کشند.
فرد عصبی حتی به این عشق و محبت از طرف دیگران حس مثبتی ندارد و آن را به گونه ای تملق و چاپلوسی به حساب می آورد اما به دنبال انحصار در داشتن این محبت است.
این ها خلاصه ای بود از ویژگی های فرد عصبی در برخورد با محیط بیرون که گاها در بسیاری از افراد عصبی چند مورد از این ویژگی ها به وضوح قابل تشخیص است.
شاید برای کنترل خشم درونی و عصبانیت در رفتار لازم باشد که با ویژگی های رفتاری فرد عصبی آشنا شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه