حاشیه امن زندگی شما کجاست؟

سال ۸۸ و رد یک ترس قدیمی

بالاخره از سدکنکور گذشتم و با کسب رتبه ۹۰۰ رشته انسانی به رویای همیشگی ام ،رفتن به دانشگاه تهران قدم نهادم و پای خود را به دانشکده علوم اجتماعی اش باز کردم.

ورود من به دانشگاه هم زمان شد با جریانات سیاسی انتخابات ۸۸ و آن شور و حالی که دانشگاه تهران با برگزاری نشست ها و تریبون آزادهایی به راه انداخته بود.

شلوغی های آن روزهای دانشگاه و فشارهای روانی اش نه تنها من را متعجب و غافلگیر کرد که موجی از دلهره و نگرانی های همیشگی خانواده علی الخصوص پدر را  بیشتر کرد.

بی خبر از ترس ها و دلهره های پدرانه اش ، روزها و لحظه های دانشکده را مو به مو برایش تعریف می کردم .

یک روز میان در و دل های دختر و پدری مان پیشنهاد عوض کردن رشته را به من داد.

او همیشه عاشق این تربیت بدنی بود

همیشه در بین کلامش این جمله ها را تکرار می کرد و می گفت :

«بازار کار این رشته حسابی داغ است، از همه مهم تر نسبت به این جامعه شناسی رشته ی سالم تری است و تا جان داری به جسم ات میرسی».

ولی نه این ظاهر ماجرا بود.

پدر ترسیده بود.

او  می ترسید از آن روزها و عواقبی که شاید جریانات سیاسی آن روزهای دانشکده برای من رقم بزند.

می گفت: وقتی سیل بیاید، همه را با خود می برد .

پدر در خیال خودش عاقبت اندیشی کرد که مبادا سیل بیاید و من را با خود ببرد .

پدر حاشینه امنش را ساخت و بدون توجه به روزهای من، دست مرا کشید و در این حاشیه امن خود گذاشت.

وقتی حاشیه امن به زندگی من سرک کشید 

یک ترم تمام به پای فکرهایم نشست و مرا دعوت به آسودگی و فرار از این صحنه های آشوب روزگار کرد تا یک ترم نشده بارم را گذاشتم روی کولم و فرار را به قرار آن روزها ترجیح دادم و تربیت بدنی دانشگاه تهران را انتخاب کردم.

درست انتخاب کرده بود.

در آنجا آب از آب تکان نمیخورد.

دانشکده و رشته ای که اگر کشور را آب هم می برد به کبریایشان نمی آمد در مملکت چه خبر است.

تنها سر کلاس ها دانشکده ورزش بود و ورزش همین.

جای حق سخن بگویم درجه یک ترین های ورزش در آنجا زندگی میکردند ولی من آدم آنجا نبودم.

پدر آن روزها فرار از حواشی را برای من انتخاب کرد او مرا دعوت کرد که در حاشیه امن خودم بمانم .

من آن روزها از این حاشیه امن خبر نداشتم.

حاشیه امن چیست؟

شاید برایتان سوال باشد که این حاشیه امن دیگر چه ضیغه ای است ؟

به این تعریف نگاه کنید تا بیشتر برایتان از این صیغه اش بگویم :

در علم روانشناسی حاشیه امن را با نامهای منطقه امن،کامفورت زون و دایره راحتی میشناسند که در آن عملکرد فرد طی یک روال ساده انجام می شود و فرد سعی میکند با عدم فعالیت ریسک و استرس خود را در برخورد با موقعیت های جدید به حداقل برساند.

همین چند جمله کافی است تا این فکر در ذهن ما نقش ببند که عدم فعالیت و ریسک، ما را به یک سطح ثابت از عملکردها می رساند.

بسیاری از ما در روزمره  و تصمیماتی که میگیریم که با سطح نسیبی از اضطراب و استرس هایی مواجه شده ایم،که هر یک به شیوه خود درصدد رمدیریت این استرس برآمده ایم.

همه ما می دانیم انسانها برای رسیدن به موفقیت و کسب نتایج مطلوب ملزم به رعایت حد نسبی از اضطراب هستند.

این حد نسبی اضطراب در علم روانشناسی با نام اضطراب بهینه شناخته می شود.

اکثرما به حفظ این دامنه مطلوب گرایش داریم و ترجیح می دهیم که در این حیطه عافیت طلبی بمانیم

بیرون آمدن از این منطقه امن برایمان نا مطلوب است چرا که ماندن در حاشیه امن سطح استرس و اضطراب های روزانه ما را کم تر میکند.

حاشیه امن شامل چه مواردی می شود؟

به نظر می رسد بهتر باشد حاشیه امن را باذکر چند مثال از روزمره روشن تر کنم.

حاشیه امن که همان فضای ذهنی است که برای خودمان ایجاد کردیم،می تواند شامل موارد زیر باشد:

نگرش و شخیصت های ما در برخورد با موضوعات گوناگون

۱- فردی را میشناسم که رابطه زناشویی اش را با کسی آغاز کرده است که بعد از سالها زندگی متوجه این انتخاب اشتباه شده است اما از ترس قضاوت و یا از ترس شکست از ادامه زندگی به جدا شدن فکر نمی کند.

۲- فردی را می شناسم که زندگی مشترک خود را با شخصی که مورد پسند و تایید خانواده بوده است را به زندگی در کنار فرد مورد علاقه اش ترجیح داده است.

۳- فردی را میشناسم که برای انتخاب رشته تحصیلی اش خود را موظف به متعهد شدن به علایق پدر یا مادر کرده است.

والدین این فرد رویای محقق نشده خود را در اهداف فرزندان جستجو میکنند.

 

میزان درآمد

۱- فرد دیگری را می شناسم که سالها در یک شراکت مالی قرا داشت به تجربه بارها به او ثابت شد که اگر شراکت را رها کند و به صورت مستقل برای خودش کار کند شرایط مناسب تری از قبل خواهد داشت اما به درآمد فعلی اش اکتفا کرد.

۲- افراد بسیاری در محیط های کاری شان،متمل هر خفت و خواری می شوند مبادا همین دارایی های فعلی را از دست بدهند.

سطح زندگی

۱-فردی را می شناسم که در مقابل بی عدالتی هایی که در  اجتماع،خانواده و… نسبت به او اعمال می شود سکوت میکند مبادا خطر از دست دادن شرایط فعلی در کمینش باشد.

۲- افراد زیادی را می شناسم که به موقعیت فعلی خودشان در جامعه اکتفا می کنند و هیچ برنامه ایی برای تغییر جایگاه شان در جامعه ندارند.

 

مکانی که در آن کار میکنیم:

۱-فردی را می شناسم که صبح ها به زور از خواب بیدار می شود و از اینکه صبح به صبح مسیر چند ساعته را برای رفتن به سر کار بپیماید منزجر است اما باز هم به آن شرایط قناعت می کند چرا که ترس از دست دادن شرایط در جانش رخنه کرده است.

۲- فردی را می شناسم که در نقاشی کردن مهارت بسیاری دارد اما شغلی که برای خود انتخاب کرده است یک کار اداری است که باید تا نیمی از روز با ارباب و رجوع در ارتباط باشد و در آخر برای چند روزی ار واریز حقوق اندکی خوشحال باشد.

میان این همه انتخاب چرا  انتخاب حاشیه امن ؟

تمایل انسان ها به ساختن حاشیه امن و به تبع آن ماندن در این حاشیه امن امری طبیعی است چرا که انسانها از دیرباز به دنبال عافیت طلبی بوده اند و از قرار دادن خود در درسر های کوچک بزرگ دوری میکرند.

همین انتخاب  عافیت طلبی به مرور زمان منجر به  یک عادت رفتاری می شود

عادت رفتاری ساده در فرد او را به انجام کارهای ساده تر تشویق می کند.

این انتخاب سبب می شود،افراد در روزمره، به آنچه کمتر از توانایی های شان است رضایت بدهند.

آن هم تنها به این دلیل که توانایی تحمل استرس و اضطرابهای نسبی را ندارند و از طرفی دیگر حاضر به  بر هم خوردن تعادل فعلی زندگی شان نیستند.

ترجیحات روزمره آدمها

به دنبال این انتخاب علایق و ترجیحات زندگی ما محدود به این تصمیم می شود.

ما در وزمره ترجیح می دهیم در شرایط فعلی مان بمانیم.

ترجیح می دهیم :

کارمند ساده یک اداره بمانیم به جای اینکه به دبال حرفه مورد علاقه مان برویم.

به جای اینکه کسب و کار خودمان را راه بی اندازیم و از توانمندی هایمان استفاده کنیم برای یک کارفرما کار کنیم.

به ازدواج با کسی که مورد تایید خانواده است،به ازدواج با فردی که جهان بینی اش با ما یکی است .

تماشای تلویزیون و فیلم های آبکی را  به خواندن یک خط کتاب برای تغییر روند زندگی مان

پرخوری و ناسالم خوری به جای رعایت یک رژیم غذایی

گشت و گذار در فضای مجای به جای تشویق خود به خلق عادات جدید

ما علت بودن در حاشیه امن را اجبار قلمداد میکنیم اما این در حالی است که ما از مواجه با تغییر و ریسک  میترسیم.

 

 

یک پاسخ به “حاشیه امن زندگی شما کجاست؟”

  1. […] و موقعیت ها که از کف رفتند)دردایره ای از راحت طلبی ها و حاشیه امن. به واسطه ترسهایی که مرا وادار به طفره رفتن از تحمل […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه