چرا از ویرایش نوشته طفره می‌رویم؟| ۹ راهکار برای شروع ویرایش

هر نوشته‌ای نیازمند اصلاح و بازسازی است اما نه حین نوشتن بلکه بعد از چند روزی گذشتن از دست‌نویس اولیه.

هیچ نوشته‌ای نیست که بعد از اتمام فرآیند نوشتن، عاری از نقص و کلمات بی‌سروته باشد چرا که توجه به زیباسازی پاراگراف‌ها و سروشکل دادن عبارت‌ها، آن هم حین نوشتن،از وظایف اصلی نویسنده نیست.

خواندن مقاله‌ی زیر مفید است:

حین نوشتن توجهی به بازنویسی نکنیم

وظیفه‌ی اصلی یک نویسنده حین نوشتن، بیان کردن افکار و ذهنیات خود روی کاغذ است.

به گونه‌ای که در لحظه هر آنچه به فکرش می‌رسد را بدون هیچ هراسی، روی کاغذ بیاورد.

اینکه نویسنده بتواند بدون شک کردن به افکارش، بی‌پرده ایده‌هایی که در لحظه به ذهنش می‌رسد را بیان کند مستلزم تمرین مداوم نوشتن است.

اینکه همت کند و دایما در حال نوشتن باشد تا کار به جایی برسد که بدون توجه به تکرار کلمات و موضوعات یا بدون استفاده از آرایه‌های ادبی، با شجاعت ذهنیاتش را همان‌طور که هستند روی کاغذ بنشاند.

 

ما در نوشتن با ایده‌آل نوشتن، مانع از بروز خود می‌شویم

یکی از مشکلاتی که همواره سر راه نوشتن است شاید نگرانی از نمایش دادن افکاری باشد که روی کاغذ نوشته می‌شود.

این نگرانی حاصل ارزیابی اولین واکنش‌هایی است که از مخاطبین دریافت می‌کنیم و آن ثمره به بعد از خودمان انتظار ایده‌آل بودن در نوشته را داریم.

از این رو با هر بار دست به قلم شدن، منتظر ایده‌آل خود می‌مانیم.

فکر کردن به واکنش‌های احتمالی مخاطب به دنبال مواجه شدن با نوشته، مانع از بی‌پروانویسی حین کار می‌شود و نویسنده مدام، به دنبال بازسازی و سرو شکل دادن به موضوعات اولیه‌ای است که در ابتدای نوشته به ذهنش می‌رسد و در اولین عبارات خودش را نمایان می‌کند.

همین جنبه از تفکر و البته وسواس، مانع از آن خواهد شد که نویسنده در بستر متن، شروع به نوشتن از هر آنچه که دوست دارد به هر شکل ممکن کند.

این توجه بیش از حد حتی ممکن است نویسنده را از بیرون کشیدن دست‎نویس‌هایی پنهان شده در کشوی میز یا نوشته‌های ذخیره شده در فایل‌های کامپوتر، منصرف کند و هیچ رغبتی برای کشیدن دستی به سر و روی آنها، باقی نگذارد.

پس ویرایش و بازسازی می‌تواند در نگاه او‌ کاری سخت و تقریبا بیهوده تلقی شود.

 

چه وقت برای ویرایش مناسب است؟

ویرایش و بازنویسی یکی از اساسی‌ترین کارهایی است که نویسنده باید در فرآیند نوشتن انجامش دهد اما نه حین نوشتن، بلکه درست بعد از پایان سرک کشیدن و سفر کردن ذهن به هر کجا که دلخواه او بود.

نوینسده زمانی که توانست پرنده‌ی خیال خود را به هر بامی بنشاند و از هر چه باب میلش بود بنویسد، بعد از آن می‌تواند به فکر اصلاح و بازسازی عبارت‌ها و پاراگراف‌های نوشته شده بیفتد.

 

چرا ویرایش مهم است؟

برای درک درستی از چرایی ویرایش و بازسازی بعد از به اتمام رسیدن نوشته بهتر است اندکی از چرایی نوشتن مطلع شویم.

ما می‌نویسیم چون می‌خواهیم خواننده را با جهان فکری و شالوده‌های ذهنی‌مان آشنا کنیم و او را وارد دنیایی کنیم که ساخته و پرداخته‌ی ذهن ماست.

دنیای که به وضوح همه چیز در آن عیان است و انرژی مطلوبی از تمرکز در این دنیای فکری عاید ذهن خواننده می‌شود.

نوشته‌ای که نتواند وضوح افکار نویسنده را به ذهن خواننده منتقل کند و انرژی نویسنده را به دلایلی چون نبود ریتم و ساختار درست در یک نوشتهبه خواننده برساند، چگونه می‌تواند خواننده را مبهوت و مجذوب خود کند.

اگر قرار است خواننده را میخکوب نوشته‌های خود کنیم بهتر است ویراستار ماهری باشیم و دست‌کم قبل از ارئه‌‎ی متن نوشتاری،‌ خودمان را به جای خواننده بگذاریم و ارزیابی کنیم که تا چه اندازه محسور این نوشته خواهیم شد.

 

چرا ویرایش برای‌مان کار سختی است؟

من هم معتقدم که ویرایش و بازسازی یک متن نوشته ‌شده کار سختی است، چرا که هر چه قرار به بیان کردنش بود را در پیش‌نویس اول گفتیم و هر چه می‌توانستیم خلاقیت خود را حین نوشتن به نمایش گذاشتیم.

حالا رجوع به به یک متن از پیش نوشته شده و بازسازی کردنش، عملی است تکراری که می‌تواند تا حد زیادی کسالت‌آور باشد.

کاملا درست این کار کسالت‌آور است اما بخش اعظمی از کار یک نویسنده در گرو همین بازنویسی است.

تصور کنید متن نوشتاری‌تان را پیش از بازنویسی در یکی از رسانه‌های‌تان منتشر کنید و با این کار خودتان را در معرض نگاه و قضاوت مخاطب قرار دهید، مخاطبی که  معیار محک زدنش از چیره‌دستی شما، همین نوشته است.

یک نوشته بدون بازنویسی چه بر سر اعتبار شما خواهد آورد؟

بهتر است نوشته‌هایتان به قدر زیادی جلایافته باشد که حکم نهایی ارزیابی که مخاطب صادر می‌کند، منجر به پررنگ شدن اعتبارتان نزد او شود.

پس نوشته‌ای از هم گسیخته نمی‌تواند اثری واضح که حاصل دست‌رنج و نماد دنیای فکری شما است را به مخاطب برساند.

 

چطور می‌توان ویرایش را تبدیل به کاری آسان کرد؟

اولین راهکاری که می‌تواند ویرایش را چون نوشتن به کاری لذت‌بخش تبدیل کند، تغییر دادن تصوری است که نسبت به این کار، در ذهن داریم.

بهتر است بپذیرید که بازنویسی و ویرایش یک متن است که دست‌رنج مدتها نوشتن و تلاش برای خلق یک اثر را به ثمر می‌نشاند.

در واقع این مرحله است که یک اثر را با اطمینان خاطر بیشتر به دست مخاطب می‌رساند.

باور به بازنویسی و پذیرفتن اهمیت آن، نیمی از راه را عملی خواهد کرد و اشتیاق برای شروع آن را میسر خواهد کرد.

دومین راهکار برای اقدام به بازنویسی خود را به جای خواننده گذاشتن است.

کافی است برای شروع، در بازی نوشتن جایگاه خود را عوض کنید.

این بار در جایگاه یک خواننده به متن نوشتاری‌تان نگاه کنید و اشکالات موجود در کار را با طرح سوالات زیر بررسی کنید:

  • آیا این متن از پس بروز درست احساسات برآمده و می‌تواند شما را به عنوان خواننده تا پایان نوشته همراهی کند یا یک تکه کاغذ بی‌روح در دست گرفته‌اید؟

 

  • آیا این متن، جایی برای نفس کشیدن در اختیار شما قرار می‌دهد یا آنچنان آغشته به افکار و ذهنیات شده‌ که حس خستگی و کلافگی بر شما غالب می‌شود؟

 

  • آیا شخصیت‌های این نوشته به اندازه‌ی کافی زنده هستند که شما از آشنا شدن با آنها و درک ویژگی‌های درونی‌شان به وجد بیایید و خواهان دنبال کردن‌ خصوصیات زندگی‌شان باشید؟

 

شاید عوض کردن جایگاه نویسنده و خواننده بتواند در شکل‌گیری یک باور درست نسبت به بازنویسی و اصلاح یک نوشته موثر واقع شود.

 

⇐ پیشنهاد:


یک تمرین برای زنده کردن و بازنویسی درست شخصیت‌ها در داستان:

در بازی نوشتن، برای بهترنویسی باید خودتان را به چالش بکشید.

بهتر است پیش از آنکه از زنده بودن شخصیت‌ها در جریان داستان مطلع شوید و دست به اصلاح و بازسازی بزنید، بسته به شخصیت‌های انتخابی که قرار است در داستان‌تان به آنها بپردازید،به قالب شخصیت افراد اطراف‌تان دربیایید.

از بنا گرفته تا راننده تاکسی یا پیرمردی ۷۲ ساله یا یک نوزاد یک ساله و بسیاری شخصیت‌های واقعی دنیای اطراف.

در مورد این شخصیت‌های زنده در دنیای واقعی، از احساسات‌شان گرفته تا تجربیاتی که به واسطه سن و حوزه‌ی شغلی‌شان در معرض تجربه‌اش قرار می‌گیرند، شروع به نوشتن کنید.

این کار می‌تواند منجر به آشنایی هر چه بهتر شدن نسبت به افراد شود و کمک کند تا روح شخصیت‌های انتخابی‌تان در طول داستان‌ زنده شوند.

و زندگی از آنها خلق ‌شود که هر خواننده‌ای را تحت تاثر خودش قرار می‌دهد.


 

۹ راهکار برای شروع بازنویسی و ویرایش نوشته

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

ابزار ویرایش را در اختیار داشته باشید.

یادتان باشد وقتی بخواهید از پس ویرایش برآیید، پس حتما می‌توانید.

برای شروع بهتر است ابزار این کار دم دست‌تان باشد تا بهانه‌ای برای کاهلی نداشته باشید.

 

  • یک پرینتر برای در دست داشتن نوشته‌های تایپ شده‌تان تا اشراف کاملی به شما برای بررسی نوشته بدهد.

 

ممکن است پرینتر نداشته باشید:

  • یک دفترچه با خودکار می‌تواند تسلط شما برای یادداشت‌برداری و اصلاح نوشته را بالا ببرد.

 

⇐ ممکن است در موقعیتی باشید که به دفتر و خودکاری برای ویرایش و بازسازی نوشته دسترسی نداشته باشید:

  • ریکورد گوشی‌تان می‌تواند امکانی برای ویرایش در اختیارتان بگذارد.

مهم نیست چه ابزاری برای این کار انتخاب می‌کنید، کافی است اراده کنید به بازسازی نوشته‌ای که پیش از این نوشته‌ای و مدت‌هاست به حال خود رهایش کردید.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

از روی متن نوشته شده چندین بار با صدای بلند بخوانید.

دومین راهکاری که به صیقل دادن جملات و بازسازی آنها کمک می‌کند و متنی شسته‌رفته تحویل خواننده می‌دهد، بلند خواندن متن است.

این کار به اندازه‌ای مفید خواهد بود که گره‌های داخل متن را باز ‌می‌کند و جملات ناجوری که ربط چندانی به متن نداشته و خلائی در متن به وجود آورده را صیقل می‌دهد.

بلندخوانی متن، آگاهی نویسنده را برای تصحیح نوشته‌ها بالا می‌برد.

بهتر است متن‌های نوشتاری‌تان را پیش از انتشار، چندین بار بلند برای خودتان بخوانید.

این کار نه تنها به صیقل دادن جملات نوشتاری کمک می‌کند که افکار نویسنده که در بطن جملات ظاهر می‌شود را مورد اصلاح و بازسازی قرار می‌دهد.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

به رعایت علایم ویرایشی و نگارشی توجه کنید.

جای درست رعایت این علایم درست همین‌جاست، در زمان ویرایش و بازنویسی نوشته.

اشتباهی که خیلی وقت‌ها نویسندگان تازه‌کار بدان مبتلا می‌شوند.

خواندن مقاله‌ی زیر می‌تواند مفید باشد:

شش راهکار برای بیرون زدن از بن‌بست نوشتاری

خیلی وقت‌ها نگارنده‌ی متن مرتکب خطای بزرگی حین نوشتن می‌شود و وسوسه‌ی توجه به رعایت اصول ویرایشی و نگارشی و تلاش برای اصلاح بی‌دقتی‌ها و تصحیح اشکالات نوشتاری می‌شود.

این کار نه تنها جان نوشته ا می‌گیرد که فرصت ایده‌پردازی و پرورش آن را از نویسنده سلب می‌کند.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

جملات کوتاه را به جای جملات بلند در متن انتخاب کنید.

خیلی وقتها یک نویسنده برای بیان ذهنیات خود، مجبور به استفاده از جملات بلند می‌شود و یک مفهوم را به شکلی طولانی در پاراگراف‌ها جای می‌دهد.

در ازای استفاده از این جملات بلند برای رساندن مفهوم ذهنی‌اش به مخاطب، ناخواسته به استفاده‌ی افراط‌گونه‌ی حروف ربطی چون «که»، «اما»، «ولی» و … کشیده می‌شود.

استفاده از این حروف ربط تنها برای ایجادارتباط معنایی میان جملات است تا معنای آنچه در ذهن نویسنده می‌گذرد، بهتر به ذهن خواننده برسد.

این کار نه تنها نویسنده را در انتقال معنای ذهنی‌اش به خواننده پیروز میدان نمی‌کند که مسبب سرگشتگی خواننده حین خواندن متن نیز می‌شود.

در بازنویسی یک متن نوشتاری، بهتر است جملات کوتاه در بیان مفهوم ذهنی به جملات بلند ارجحیت داشته باشند.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

ساده‌نوشتن به جای پرطمطراق کردن نوشته.

به عنوان این قسمت توجه کنید.

همین کلمه‌ی «پرطمطراق» کلمه‌ی سنگینی است.

چه اشکالی دارد اگر به جای این واژه، از کلمه‌ی «ساده» استفاده کرد.

بهتر است در یک متن تا جایی که امکان دارد از کلمات و عبارات ساده استفاده کرد تا افکار و احساسات به شکلی بهتر به خواننده منتقل شود.

زمانی که در یک نوشته از کلمات و عبارات ساده استفاده می‌شود، خواننده حس بهتری به نوشته دارد چون نویسنده سالادی از کلمات را پیش روی او نگذاشته که هضم‌شدن‌شان با دشواری همراه شود و او می‌تواند به راحتی با متن ارتباط برقرار ‌کند.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

توجه به استفاده از زمان در افعال یک جمله.

کابرد زمان در جملات یک نوشته می‌تواند بر روی افکار و احساسات دریافتی خواننده اثر بگذارد و نویسنده ناچار است برای شرح رویدادها،در بخش‌هایی از متن گذری به زمان‌های گذشته یا آینده بزند از این لازم است افعال هر عبارت را با زمان در حال گذر مطابقت دهد.

استفاده‌ی زیاد از این جنس افعال چون:

  • رهسپار خواهیم شد

 

  • به سراغش رفته بودیم

خواندن متن را با دشواری و کندی همراه می‌کند.

بهتر است از تکرار زیاد این افعال در طی نوشته خودداری کرد و حین بازنویسی به اصلاح‌شان توجه کافی داشت.

 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

داشتن ریتم جملات و عبارات.

نویسنده مادامی که جملات را در کنار هم می‌چیند تا مفهوم ذهنی‌اش را به درستی به دست مخاطب برساند، روحی از چیدمان کلمات در کنار هم به جان نوشته می‌دمد.

این جملات اگر به درستی انتخاب شوند، ریتم مطلوبی در نوشته می‌سازند که آن را از یکنواختی بیرون می‌آورد.

بهتر است حین بازسازی نوشته به ریتم جملات دقت کرد.

یک نمونه از نوشته‌هایی که در آن ریتم مطلوبی میان جملات حاکم است، برشی کوتاه از کتاب «امشب سینما ستاره» از «پرویز دوائی» است.

 


 


 

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

وابسته به قیود و صفات نباشیم.

نویسندگان خصوصا از جنس تازه‌کارشان عموما در نوشتن، دست و پای خود را با صفی از قیدها و صفت‌ها می‌بندد جوری که همت آن همه قید و صفت برای بازسازی متن را از دست می‌دهند.

شاید تصور رایج میان آنها، این باشد که کاربرد این صفات و قیدها می‌تواند بار احساسی نوشته را زیاد کند و ذهن خواننده را برای ادامه خواندن زنده نگه دارد اما واقعیت خلاف این تصور است.

این افراط و زیاده‌گویی، فضای خالی برای تصویرسازی را از نویسنده می‌گیرد.

حتی خواننده نمی‌تواند صحنه‌ای از داستان یا نوشته را تجسم کند و مدام با اطلاه‌ی کلام از سوی نویسنده مواجه می‌شود.

بهتر است به جای انتخاب کلمات برای توصیف، از توانایی تصویرسازی موقعیتها توسط کلمات در نوشته استفاده کرد.

این کار به خواننده فرصتی می‌دهد تا موقعیت‌ها را به شکل بهتری تجسم کند و از ثمره‌ی این تجسم، احساساتش برانگیخته شود.

بهتر است برای شروع بازنویسی و ویرایش…

نوشته را به چوبه‌ی دار آویزان کنید.

برای یک نویسنده، هیچ چیزی بدتر از قرار گرفتن در موقعیتی نیست که از سوی جمعی از اطرافیان و مخاطبینش، مورد تحلیل و نقد عقیده و نوشته قرار گیرد.

هر نویسنده تمام تلاش خود را می‌کند تا در نوشته، همانی باشد که در ذهن مد نظرش بوده.

در صورت مواجه با هجمه‌ای از انتقادات از سوی مخاطبین و دوستان و شنیدن اظهار نظر آنها، ممکن است عصبانی ‌شود چون انتظار چنین نظراتی را نداشته.

با دریافت این نظرات حتی ممکن است خود را لابه‌لای این نظرات گم کند و برای همیشه عرصه را خالی کند.

در حالی‌که یک تکنیک اساسی برای بازنویسی و اصلاح یک نوشته، کمک گرفتن از نظرات دوستان و نویسندگان هم‌فکر با خود است.

این کار می‌تواند نقش موثری در اطمینان یافتن از نحوه‌ی انتقال درست عقاید یک نویسنده در طی متن داشته باشد.

حتی اگر نظراتی که در طی بررسی و تحلیل نوشته‌ها، از سایرین دریافت می‌کند، خوشایند و موردپسند احوالات او نباشد.

این انتقادات و بررسی‌ها می‌تواند از یک طرف آینده‌ی نوشتاری یک نویسنده را دستخوش تغییرات مثبت کند و از طرفی دیگر میل به بازنویسی و تجدید نظر در متن را افزایش دهد چراکه اشکالاتی را که در پروسه‌ی نوشتن با آنان مواجه بوده را از ثمره‌ی این نظرات شناسایی می‌کند.

پایان

هر نوشته‌ای را که حاصل تفکرات شما است را از زوایای مختلفی رصد کنید و تلاش کنید تا بازی نوشتن با بازنویسی و ویرایش همراه باشد.

این کار یعنی فرصت تجدیدنظر بر روی نوشته‌هایتان.

ممکن است ویرایش و بازنویسی یک نوشته کار سختی باشد اما پذیرش مسئولیت راضی کردن خواننده در قبال آن چیزهای که روی کاغذ می‌آید، باور بازنویسی و ویرایش را آسان‌تر می‌کند.

پس نسبت به نوشته‌های خود، مسئول باشید.

4 پاسخ به “چرا از ویرایش نوشته طفره می‌رویم؟| ۹ راهکار برای شروع ویرایش”

  1. بلکا گفت:

    من هميشه با بازنويسي درگيرم و خودتون هم مي دونيد. بنظرم راهكار هاي جالبي بودند و اطمينانم را براي بازنويسي بيشتر مي كنند.

    • نجمه رضایی گفت:

      بلکا باورم میشه که سخت‌ترین کار ویرایشه.
      چون ما دیگه در حکم نهویسنده عمل نمی‌کنیم اینبار در نقش خواننده عمل می‌کنیم.
      پس مسلما کار سختیه که بخواییم کلماتمون رو بکشیم.
      اما کار سخت رو باید بالاخره انجام داد چاره چیه؟

  2. خانم رضایی عزیز واقعا خیلی خوب و ساده توضیح داده بودین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه