اصالت در نویسندگی| چرا باید ایده‌هایمان را به اشتراک بگذاریم؟

ترس از دزدیده شدن ایده

 

تصور کنید شما به عنوان یک نویسنده تازه‌کار، در حال خواندن آثار نویسندگان بزرگی چون:

لئو تولستوی

فئودور داستایوفسکی

آنتوان چخوف

گابریل گارسیا مارکز

محمود کیانوش

ری بردبری

ابراهیم گلستان

سامرست موام

اونوره دو بالزاک و خیلی‌های دیگر هستید.

 

همزمان که با خواندن آثار این نویسندگان، در حال آموختن درس نویسندگی هستید، تحلیل و بررسی آنها، نکات مهمی از منظر سبک و تکنیک‌های نوشتاری در اختیارتان می‌گذارد و شما را به نوشتن از آنها وامی‌دارد.

 

اما از ترس دزدیده شدن این آموخته‌ها و الهاماتی که به ذهنتان می‌رسد، لام تا کام با کسی حرفی نمی‌زنید و به شدت مراقب هستید تا نوشته هایتان جایی درز نکند، مبادا ایده‌ها و افکاری که ماحصل مدت‌ها مطالعه و بازبینی آثار نویسندگان بزرگ بوده است لو برود و فرد دیگری آن ایده‌ها را اجرایی کنند.

 

حق هم دارید بترسید چون برای کسب چنین ایده‌هایی:

  • زمان

 

  • انرژی

 

  • توجه تان را کاملاً  بر این کار متمرکز کردید و حالا زورتان می‌گیرد، کسی از راه نرسیده ایده‌هایتان را بردارد و بدون آنکه زحمتی کشیده باشد، به نتایج چشمگیر برسد.

 

شاید این ترس را همه‌ی افراد علاقمند و فعال در حوزه نوشتن و نویسندگی تجربه کرده باشند چون هر هنرمندی که برای خلق اثر تلاش می‌کند به دنبال دیده شدن در میان چامعه‌ی مخاطبان است.

هرچه شانس دیده شدن یک اثر بیشتر باشد، حمایت و پشتیبانی از او بیشتر خواهد بود.

 

 

 خودتان را در معرض دزدیده شدن افکار قرار دهید

 

حاضرید تحلیل کتاب‌هایی که می‌خوانید و ایده‌هایی که از ثمره خوانش آنها در ذهن‌تان نقش می‌بندد را در معرض دید همگان قرار دهید؟

 

دلتان می‌خواهد همزمان که در حال یادگیری تکنیک‌ها و مهارت‌های نویسندگی هستید، افراد را از روند کارتان مطلع کنید و تکنینک‌هایی را با آنها به اشتراک بگذارید و فضایی ایجاد کنید تا کسانی که هم‌دغدغه با شما در حوزه‌ی نوشتاری هستند، ایده‌هایتان را بدزدند و در متن های خود پیاده کنند؟

 

راضی می‌شوید در ازای مطالبی که برای دیده شدن نزد مخاطب ارائه می‌دهید، به اعتبار دست یابید و اصالت خودتان در نویسندگی را به اثبات برسانید؟

 

سه: اصالت در نویسندگی چیست؟

 

در برابر ویژگی‌های منحصربه‌فردی که هر نویسنده برای خود دارد، اصیل بودن یکی از مهمترین خصیصه های او است.

 

اصالت یعنی بی‌توجهی به دو موضوع تاثیرپذیری از قلم نوشتاری دیگر نویسندگان و دزدیده شدن افکار و ایده‌های خودش توسط دیگران

 

به این معنا نیست که اگر در کنار سایر ویژگی‌های یک نویسنده اصالت نباشد کار او به درستی پیش نمی‌رود اما در بلندمدت اصالت است که در عین جالب و خوشایند بودن اثر در نگاه مخاطب، ماندگاری و دوام بیشتری می‌دهد.

 

اصالت در نویسندگی، یکی از ویژگی‌هایی است که یا در ذات نویسنده وجود دارد یا ندارد و همین خصلت بر اساس دیدگاه‌ها و نگرش‌های ذهنی او می‌تواند پرورش یابد یا برعکس در هاله‌ای از ناشناختگی‌ها فرو رود.

 

دو نگرانی بزرگ در نوشتن

 

فرد تازه‌کار در نوشتن، همواره با دو نگرانی همراه است:

 

  • یک: نگرانی از اینکه مبادا آنچه می‌نویسد، تاثیر پذیرفته یا الهام گرفته از دیگر آثار بزرگان ادبیات باشد.

 

  • دو: نگرانی از قربانی سرقت ادبی شدن و دزدیده‌شدن ایده‌هایی که برای نوشتن در سر دارد.

 

این دو هراس و نگرانی، نشان‌گر میزان اصالت یک نویسنده در طول نوشتن دارد.

 

موضوع دزدیده شدن افکار، بیشتر در میان افراد تازه‌کار در امر نوشتن مد شده است که به دلیل ترس از به هدر رفتن ایده‌هایشان ترجیح می‌دهن لب به سخن باز نکنند و  ایده‌ها و افکاری که در نوشته‌هایشان رنگ می‌گیرد را منتشر نکند.

 

در حالی که با این کار فرصت به نبوغ رساندن ایده‌ها و رشد خلاقیت در حوزه نوشتاری را از خود سلب خواهند کرد.

 

توانایی یک نویسنده زمانی به شکوفایی می‌رسد که ببیند ایده هایش با جهان بیرون تقسیم شده است و دیگر رقبا در حال اجرایی کردن آن‌ها هستند.

این امر نشان از درست بودن مسیر و ایده‌هایی دارد که هر لحظه به ذهن او خواهد رسید.

 

اطمینان از توانایی خلق ایده‌های تازه 

 

فرد تازه‌کار در نوشتن این طور تصور می‌کند که وقتی ایده هایش شکار اذهان دیگر می‌شود، قافله را باخته است و یک گام از دیگری عقب افتاده اما اگر به ذهن خلاق خود ایمان بیاورد و به آن اعتماد کند، خواهد دید که نه تنها ایدهایش، یکبار مصرف نبوده که فقط عده خاص آن را به مرحله اجرا برسانند که حتی باز هم توان خلق ایده‌های بیشتر با کاربردهای متفاوت‌تری خواهد داشت.

 

اتفاقا اینکه عده‌ای ایده‌های یک فرد تازه‌کار در نوشتن را به اصطلاح می‌دزدند و از آنها به نفع نوشته‌های خود بهره می‌برند نمایانگر ذهن خلاق و ایده‌پرداز فرد تازه‌کار است که هر فکرش ارزش عملی شدن دارد.

 

این موضوع نشانگر توانمند‌بودن فردتازه‌کار در شروع کار خودش است و کافیست جنون‌وار در پی عملی ساختن ایده‌هایی باشد که در لحظه به ذهنش می‌رسد.

 

سرقت ادبی

 

سرقت ادبی یک واژه بی نام و نشان در دنیای ادبیات است چرا که سرقت و ربودن کلمه‌ها و عبارات از یک متن، پیچیده‌تر از آن است که بخواهیم برای این کار عنوان و لقب دزدیدن را بگذریم چرا که هر نویسنده‌:

 

  • هر ایده‌ای را به شیوه و راهبرد خودش در دل متن می آورد.

 

 

هر ایده برای هر فرد به شکل متفاوتی اجرا می‌شود.

 

اگر نویسنده تازه کاری بخواهد سرقت و دزدیده شدن ایده‌ها را به قدری برای خودش بزرگ کند که مانع نشر دادن نوشته‌ها شود، هیچگاه به جایگاه درست خودش در دنیای ادبیات نخواهد رسید و همیشه در هاله‌ای از شک و ابهام می ماند.

 

تصور کنید یک نویسنده فقط بتواند یک داستان در طول فعالیت نوشتاری خود بنویسد و همین یک داستان پایان عمر به نویسندگی اش خواهد شد.

 

 

وقتی روایت‌گری مهم‌تر از ایده باشد

 

چیزی که در نوشتن مهم است نه دزدیده شدن ایده‌ها که طریقه‌ی روایت‌های مختلف از آن ایده است.

 

شاید یک ایده را هزار نویسنده بگوید اما مهم اثری است که آنقدر به درستی روایت شده که حق نام گرفتن شاهکار ادبی را از آن خود کند.

 

شاید معضل اصلی نویسندگی، نبود ایده و موضوع نباشد بلکه نحوه روایت و بیان درست قصه باشد که نویسنده بتواند درک درستی از باورهایش برای مخاطب ایجاد کند.

 

به اصطلاح نویسنده از سمت مخاطب به قدری فهمیده شود که از قلم سایر نویسندگان متمایز شود و هنرمندی اش به همگان ثابت شود.

 

حق مسلم هر نویسنده‌ای است که از مواد خامی که در اطرافش وجود دارد نهایت استفاده را ببرد و هر کدام را که می‌خواهد در نوشته هایش به کار ببرد چرا که آزمون نویسندگی است تازه وقتی شروع می‌شود که روایت می کند و آزمون نویسندگی تازه وقتی شروع به روایت می‌کند آغاز خواهد شد و قلم نوشتاری و هوشمندی‌اش در چیدمان وقایع، او را مستحق برتر بودن در امر نویسندگی می‌کند.

 

 

چرا باید ایده‌هایمان را به اشتراک بگذاریم؟

 

 استیو مارتین می‌گوید:

 

«آنقدر خوب باشید که هیچگاه شما را فراموش نکنند، اگر روی این کار متمرکز شوید که واقعاً خوب باشید مردم به سوی شما خواهند آمد.»

 

نویسنده، بدون انتشار افکار و عقیده هایش نمی‌تواند دایره‌ای از مخاطبان را برای نوشته‌های خود پیدا کند که آنها خوب بودن نوشته‌هایش را به او اثبات کند.

 

یک عامل که قادر است دایره مخاطبان را برای یک نویسنده تشکیل بدهد در دسترس بودن نویسنده و به اشتراک گذاشتن ایده‌هایش به طور مداوم است.

 

در دسترس بودن به این معناست که به جای احتکار کردن و مخفی کردن ایده‌ها، آنها را با دیگران درمیان بگذارد.

 

انوره دوبالزاک می‌گوید:

«بزرگترین مشکلی که هر هنرمندی برای حل آن تلاش می‌کند این است که دیده شود.»

 

 

هر ایده، یک اعتبار

 

پندار نویسنده‌ی تازه‌کار این گونه شکل می‌گیرد که گمان می‌کند با در معرض دید قرار دادن نوشته‌ها و ایده‌هایش، خطر قاپیدن آنها را چند برابر می کند.

 

در حالی‌که انتشار نوشته راهی درست برای انتقال اعتبار به دیگران است.

 

این انتقال اعتبار، طیف وسیعی از مخاطبین را  برای یک نویسنده به ارمغان می‌آورد و نیمی از تلاش‌هایش را برای دیده شدن به سرانجام می‌رساند.

 

ثمره‌ی بزرگی که عاید نویسنده از انتشار متن می‌شود، دیده‌شدن عقاید فکری‌اش در میان جمع است.

 

 

همه کسانی که در پی خلق یک اثر چه ادبی چه غیر ادبی هستند، محتاج به نگاه مخاطب هستند و دلشان می‌خواهد از تجربه کسب مهارت‌های مختلف اثری خلق کنند که برای مخاطب جالب توجه باشد و دایره افراد مشتاق به ایده‌ها و افکارش را گسترش دهد.

 

هیچ نویسنده‌ای یک شبه شاهکار ادبی خلق نکرده که بتواند همگان را متحیر کند.

 

هر فردی که به موفقیت می‌رسد، سال ها زمین خوردن و نادیده‌گرفتن را از سوی مخاطب تجربه کرده است تا راه و روش جذب مخاطب را پیدا کند.

 

نشر دادن ایده‌هایی که نویسنده در خلوت از آنها می‌نویسد، منجر به پیدایش مخاطبانی از طیف گسترده‌ای‌ از دنیای نویسندگی می‌شود. او به جای آن که مخفیانه آنها را در صندوقچه ذهنش احتکار کند، آنها را در بین جامعه‌ای از مخاطبانش تقسیم می کند و با این کار به دیگران اجازه می‌دهد اعتبار او به دست دیگران برسد.

 

هر نویسنده‌ای، با نشر نوشته‌هایش، در حال انتقال اعتبار خود به جامعه مخاطبان است.

 

نوشتن ضمانت کیفیت روابط نویسنده است 

 

یک نویسنده را تنها یک ایده هنرمند نمی‌کند و نوشتن برای او فرایندی بی‌پایان نیست.

 

کار نویسنده نوشتن و خلق ایده است و هر لحظه این توانمندی در نوشته‌هایش جاری است، تنها کافیست که به خود و خلاقیت درونش ایمان بیاورد.

 

هر ایده ای که با انتشار نوشته به اشتراک گذاشته می‌شود، کیفیت روابط نویسنده را با جامعه مخاطبینش تعیین می‌کند.

 

اگر قرار باشد نویسنده وارد دنیای نویسندگی شود باید از خود بپرسد:

 

«چه کاری می‌تواند برای این دنیای نوشتن انجام دهد تا منتظر کاری باشد که مخاطبین نوشته‌ها برایش بکنند؟»

 

در مجموع نویسنده تا برای رشد و گسترش دنیای نوشتن ننویسد و این وسعت دید را در خود پرورش ندهد که اجازه دهد دیگران از راه‌های کسب موفقیت و شکست‌هایش چیزهایی بیاموزند، نمی‌تواند اقدامی برای نوشته‌هایش بکند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه