وقتی موضوع خوبی برای نوشتن نداریم|۳ منبع اصلی برای نوشتن

خواندن و نوشتن

 

درست است که خواندن و نوشتن دو تمرین خوب برای تقویت مهارت نویسندگی است اما آنانی که مشغول نوشتن هستند، لزوما کسانی نیستند که بخواهند نویسنده شوند و آنانی که در امر کتاب‌خوانی قهارند، حتما نویسنده‌ نخواهند شد.

 

 

یوران هگ می‌گوید:

 


«همه‌ی کتاب‌خوان‌های پیگیر نمی‌توانند نویسنده شوند حتی همه‌ی آنهایی که بخواهند.»


 

 

نوشتن امری است که منجر به آرامش ذهنی می‌شود.

 

 

نوشتنی که منجر به کشف استعداد می‌شود

 

افراد علاقه‌مند به نوشتن، بیشتر تمرکزشان در مسیر نوشتن بر آزادسازی ذهن از حجم تفکرات و ذهنیات است که به این باور می‌رسند علت این علاقه، حس رهایی و آرام شدنی است که در طی نوشتن عایدشان می‌شود.

 

آنها معتقدند این حس آرامش ذهنی از فرصتی که نوشتن برای فکر کردن برای آنها فراهم می‌کند، نشات می‌گیرد.

 

نوشتن، فضای بهتری برای توجه بیشتر به توانمندی‌ها و آنچه در زندگی فرد شکل می‌گیرد، مهیا می‌کند.

 

مثلا بین این آزادسازی‌های ذهنی و کسب آرامشی که نوشتن به فرد می‌دهد، ممکن است نوشته‌هایی خلق شود که فرد مشتاق را در مسیرنوشتن، به سمت کشف استعداد نویسندگی و پرورش دادن آن هدایت کند.

 

 

تحقق رویای نویسنده شدن

 

 

وقتی افراد نوشتن را جز یکی از استعدادهایشان ‌بدانند، در دل آرزوی نویسنده شدن را به هر زحمتی باشد محقق می‌کنند.

 

برای آنکه رویای نویسنده شدن را به تحقق برسانند دست به هر کاری می‌زنند و بسیاری سختی‌ها را تحمل می‌کنند.

 

مثلا دست‌نوشته‌هایی که در خلوت ذهن‌شان به روی کاغذ آوردند را منتشر می‌کنند و قلم نوشتاری‌شان را در برابر دیدگان مخاطب می‌گذراند تا به واسطه‌ی واکنش مخاطب، از جذابیت افکار و قدرت قلم نوشتاری‌شان در این راه اطمینان حاصل کنند.

 

خیلی وقت‌ها هم، رنج سرزنش‌های کلامی چون:

 

  • ناتوانی در نوشتن

 

  • بی‌استعدادی در نویسندگی

 

  • دریافت حکم نویسنده نبودن

 

  • دریافت به دروغ نظرات مثبت و منفی در مورد نوشته‌هایشان

 

که به واسطه‌ی نمایش آثار در ملاعام در معرضش قرار می‌گیرند را به جان می‌خرند اما برای رشد مهارت نوشتاری در این راه دست نمی‌کشند و تسلیم نمی‌شوند.

 

 

از چه موضوعی باید بنویسیم؟

 

یکی از نشانه‌های تسلیم نشدن از نوشتن و نویسندگی، تلاش برای بهبود مهارت‌های نوشتاری و اتنخاب درست موضوع برای نوشتن است.

 

موضوع مناسب می‌تواند یک راه اصلی برای برقراری ارتباط با مخاطب باشد.

 

یک خطای شناختی در افرادی که به نوشتن مشغول‌اند وجود دارد و آن هم تصور است که از موضوع نوشتاری برای شروع نوشتن دارند.

 

آنها به غلط تصور می‌کنند که باید از چیزهایی بنویسند که خواننده حین خواندن از آنها لذت ببرد.

 

در حالیکه تصور درست این است که نویسنده باید از آنچه خودش دوست دارد بخواند یا آرزوی خواندنش را در سر دارد، شروع به نوشتن کند.

 

به طور مثال اگر دوست دارد کتابهایی که برای مطالعه انتخاب می‌کند، آمیخته با تخیل باشد، باید در نوشته‌های خود از نیروی تخیل بهره‌مند شود، بدون آنکه نگرانی در ارتباط با قضاوت مخاطب داشته باشد که اصلا از این سبک و سیاق خوشش می‌آید یا بی اعتنا از کنار نوشته‌ها رد می‌شود.

 

سه منبع اصلی برای شروع نوشتن

 

از دیدگاه پ.ت.یرشیلد نویسنده سوئدی، شاکله‌ی نوشتن از سه جز تشکیل می‌شود:

 

  • آزموده‌ها

 

  • خوانده‌ها

 

  • یافته‌های ذهن

 

 

 

آزموده‌ها

 

 

این منبع از وقایع و رخدادهایی تامین می‌شود که نویسنده آنها را در دنیای حقیقی پشت سر گذرانده و از ثمره مواجه با آنها به تجربیاتی در زندگی دست یافته.

 

استفاده از آزموده‌ها به عنوان یک منبع در مسیر نوشتن، نویسنده را قادر می‌کند ارتباط بهتری با مخاطبانش برقرار کند چراکه احتمال درک و باورپذیری نوشته‌ها در مخاطبین بیشتر خواهد شد.

 

 

خوانده‌ها

 

 

دومین منبع یک نویسنده مطالبی است که از ثمره‌ی مطالعاتش و از پیکره‌ی نگرش دیگر نویسندگان در ذهنش نقش می‌بندد و خیلی وقت‌ها با استناد به آنها شروع به نوشتن می‌کند.

 

 

یافته‌های ذهنی

 

 

سومین منبع برای نوشتن، هزارتوی اندیشه‌هایی است که خیالات و تصورات ذهنی نویسنده آنها را معنا می‌دهد و نویسنده گاه با چنان ظرافتی در نوشته‌هایش از این ذهنیات و تخیلات استفاده می‌کند که خودش هم باور نمی‌کند این‌ها زاییده‌ی تراوشات ذهن سیالش است.

 

چراکه در مسیر نوشتن به هنرمندی تعادلی میان وقایع دنیای اطراف و تخیلات ذهنش ایجاد می‌کند که نوشته در نهایت عجیب‌و‌غریب بودن، بسیار قابل درک است.

 

 

چرا موضوعی برای نوشتن نداریم

 

 

وقتی نویسنده به بهانه نداشتن موضوع از نوشتن عاجز می‌شود و حین نوشتن از بی‌مایگی در کلام و بی‌تعادلی نوشتاری شکایت می‌کند، به این معناست که نتوانسته از ترکیب این سه جز در نوشتن سود ببرد.

 

خیلی وقتها ترکیب این سه عنصر یعنی آزموده‌ها، خوانده‌ها و یافته‌های ذهنی می‌تواند جهان نوشتاری نویسنده را غنی از موضوعات منسجم و کلامش را پرمایه کند و همین موضوع تعادل و تازگی‌ای به نوشته‌هایش تزریق می‌کند که به راحتی نگاه مخاطب جذب نوشته شود.

 

نویسندگی روایت‌گری از اتفاقات است.

 

اتفاقاتی که با وقوع‌شان در جهان واقعی آشوب به دل افراد می‌اندازد اما برای نویسنده سوژه‌ای می‌شوند برای به کارانداختن تخیل و ترکیب آن با تجربیاتی که خود پشت سر گذرانده.

 

 

تمرین نوشتاری

 

 

برای آنکه به ترکیب درستی از خوانده ها، آزموده‌ها و یافته‌های ذهنی در نوشتن دست یابید نیازمند کسب تجربه به واسطه‌ی تمرین هستید.

 

این تمرینات می‌تواند به تقویت مهارت نوشتاری کمک کنید:

 

 

تمرین برای تقویت آگاهی از آزموده‌های خود و دیگران

 

 

دو ماده خام اصلی برای شروع نوشتن، داستان‌نویسی و حتی رواج فلسفه‌های فکری نویسنده، وقایعی است که در زندگی شخصی خودش یا آدمهای اطرافش اتفاق میفتد.

 

یک تمرین مهم برای شناخت آزموده‌های خود نویسنده در زندگی، تهیه‌ی لیستی از بهترین و بدترین اتفاقات زندگی شخصی‌اش، چیزهایی که فکر می‌کند جزئی از روزهای بدبختی و خوشبختی‌اش بوده است و شروع به روایت‌گری از آنها است.

 

این کار به نویسنده کمک می‌کند تا به نمونه‌ی گسترده‌ای از آزموده‌هایش دسترسی داشته باشد و ماده‌خامی برای نوشته‌های خود مهیا کند‌.

 

نه تنها آزموده‌های زندگی خود نویسنده که حتی کسب اطلاع از دست‌اندازهای زندگی دیگران و نحوه‌ی مواجه با آنها می‌تواند در گسترش موضوعات و اطلاعات نوشتاری در متن یک نویسنده، اثربخش باشد.

 

تمرین دوم که مرتبط است با آزموده‌های دیگران، رجوع به صفحات حوادث روزنامه‌هاست.

 

این کار به نویسنده، در کسب نمایی از سرنوشت افراد دیگر و نوشتن از ترکیب آزموده‌های زندگی خود و دیگران در نوشته‌هایش، کمک فراوانی می‌کند.

 

 

تمرین برای تقویت خوانده‌های یک نویسنده

 

 

توصیه‌ای که می‌تواند به خوانده‌های یک نویسنده و گسترش اطلاعات شناختی او کمک کند، گسترش دادن طیف مطالعاتی اوست.

 

بهتر است برای تقویت این منبع درونی، طیف مطالعات یک نویسنده از زندگی‌نامه‌های ادبا و بزرگان شروع شود تا داستانهای کوتاه و رمان‌هایی که در طول سال‌ها گذر زمان، وارد حوزه ادبیات شده و حتی کتاب‌هایی که نشانگر فلسه‌ی فکری نویسنده است و در موضوعات خاصی چون فلسفه و روانشناسی گردآوری شده.

 

این تمرین می‌تواند در شناخت فضاها و موضوعات مهم به نویسنده جوری کمک کند که جنس نوشته‌هایش مخاطبان بیشتری را درگیر خود کند و از طرفی گسترش طیف کتابهای مطالعاتی تمرینی برای رونق یافته‌های ذهنی نویسنده و تزریق مفاهیم جدید به نوشته‌های اوست.

 

 

تمرین جهت تقویت یافته‌های ذهنی نویسنده

 

 

بهتر است نویسنده برای تقویت تخیل و ذهنیات خود، گاهی روزانه‌نویسی‌‌اش را به چاشنی تخیل آمیخته کند.

 

مثلا نویسنده توی نوشته‌هایش:

 

  • اگر بقال محله را به یک جادوگر تبدیل کند

 

  • یا به جای راننده سرویس محل کارش، یک‌خوناشام پشت فرمان بنشاند که شهر را برهم بریزد

 

  • یا به ازای هر فردی که سوار ماشین نقلیه می‌شود، از آسمان پول ببارد

 

  • یا مردم صبح به صبح به جای رفتن به پمپ‌بنزین و ریختن بنزین در باک ماشین، به گل‌فروشی بروند و گلبرگ‌های گل رز قرمز توی باک بریزند

 

  • یا حتی همکار کنار دستی نویسنده قبل از ساعت ۸ به طور ناگهانی به یک درخت بدون برگ تبدیل شود که هر لحظه به جای جروبحث بر سر کارها یک لیوان آب، پای ریشه‌هایش بریزد

 

نه به کسی برمی‌خورد و نه قلم نوشتاری‌اش رو به افول می‌رود.

 

استفاده از عنصر تخیل در نوشته‌ها باعث می‌شود فضای نوشته به گونه‌ای وارونه شود که کمی نویسنده را برای خلق تصاویر جدید و اداره‌ آنها برای نتیجه‌ای مطلوب به تکاپو بیاندازد و در مسیر نوشتن این نیروی ذهنی‌ برای رونق گرفتن نوشته کمک بیشتری کند.

 

 

این قبیل تمرین‌ها می‌تواند به نگرش افرادی که دغدغه‌ی نوشتن دارند، برای پیدا کردن موضع در نوشتن به دنبال ایده می‌گردند، کمک کند.

 

چراکه هر نوشته می‌تواند ترکیبی از سه جز آزموده‌ها، خوانده‌ها و یافته‌های ذهنی‌شان باشد.

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه