آیا مسیر نوشتن ارزش دارد؟| شش راهکار برای بیرون زدن از بن‌بست نوشتاری

وقتی سفر نوشتن با چند خط گفتگوی درونی نویسنده با خود شروع می‌شود، افکار، هدایت مسیر را به دست می‌گیرند و نویسنده سعی دارد با حفظ ذهنیات خودش، راه نوشتن را ادامه دهد و بتواند از ثمره روزها، ماه‌ها و حتی سالها نوشتن به دستاوردی برسد.

 

کسب دستاورد و خروجی ثمربخش یکی از دلهره‌هایی است که امکان دارد آینده نوشته‌ها را برای نویسنده به خطر بیندازد و در طول مسیر نوشتاری او را درگیر دست‌انداز کلنجارهای ذهنی کند.

 

اگر در طی مسیر، کلمات به خوبی بر صفحه کاغذ ادا نشوند و نویسنده فرصت ابراز درونیاتش را به بهترین شکل ممکن از دست بدهد، حس می‌کند در بن‌بست نوشتاری گرفتار شده است.

 

در این لحظه از خود می‌پرسد:

 

آیا نوشتن ارزش ادامه دادن دارد یا قرار است سفری باشد بی مقصد؟

 

این افکار در مسیر نوشتن قدرت دارند که هرلحظه نویسنده را تسلیم خود کند و مانع از پیشروی و دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات شود.

 

هر مسیری پر است از ناشناخته‌ها که پیش از آنکه با آنها روبه‌رو شویم، هیچ‌گونه اطلاعی از آنها نداریم و هیچ بعید نیست که از روبه‌رو شدن با آنان غافلگیر شویم.

 

۶ پیشنهاد برای جان نزدن و تسلیم نشدن در مسیر نوشتن

 

سفر نوشتن سرشار از ناشناخته‌هایی است که هیچ تدارکی برای آنها ندیدیم.

چیزی که این میان مهم است، تسلیم نشدن در برابر شرایط غیرقابل انتظار است.

 

پیشنهاد اول: ارزیابی ارزش نوشتن

 

هر فردی با هدفی به نوشتن نزدیک می‌شود و از انجام دادنش مزایایی کسب می‌کند که برایش ارزشمند خواهد بود.

 

ارزش‌هایی که از ثمره‌ی نوشتن نصیب روزهای زندگی‌تان می شود را مشخص کنید.

 

پیشنهاد دوم: پیش‌روی به جای عقب‌نشینی

 

هر بار که مشکلی در راه نوشتن سد راهتان می‌شود، به جای عقب‌نشینی پیش‌روی کنید.

مثلاً هر بار که مدتی از نوشتن خسته می‌شوید و در برابرش مقاومت نشان می‌دهید، به جای عقب نشینی بیشتر بنویسید.

 

اگر نمی دانید چه باید بنویسید از همین ندانسته‌ها شروع به نوشتن کنید.

 

«همین حالا تازه به خانه برگشتم، حوصله شستن ظرف‌های مانده از شب قبل را ندارم، فقط تلویزیون را روشن می‌کنم تا کمی از سکوت خانه بشکند. پشت میز تحریرم می‌نشینم و به صدای شلوغی شهر که پشت پنجره مانده و نمی‌تواند تو بیاید گوش می‌کنم. هفته‌ی پیش همین موقع بود که…»

 

گاهی اوقات که مقاومت در نوشتن با افکار پوچ و دلهره‌زا، مانع از نوشتن می‌شود کافی است به وقایع دور و برمان گوش کنیم و شنیده‌هایمان را سوژه‌ای برای نوشتن کنیم.

 

همین موضوعات می‌تواند قفل نوشتاری را باز کند و جرقه‌ها و ایده‌ها، چنان حرکت مهره‌های دومینو به راه بیفتند.

 

پیشنهاد سوم: ناامید نشدن از کلمات 

 

اوج عصبانیت یک نویسنده حین نوشتن از جایی شروع می‌شود که به بهانه‌ی ناامیدی از کلمات، دست از روی کاغذ بردارد.

 

هر چند که نویسنده برای بیان ایده‌ها و افکارش به کلمات متوسل می‌شود و در تلاش است تا ثمره‌ی زحمات نوشتاری‌اش، متنی شسته‌رفته و خوب از آب درآید اما تا به نتیجه دلخواهش نمی‌رسد، تسلیم کلمات می‌شود.

 

تسلیم کلمه‌ها شدن یعنی تسلیم نوشتن شدن.

 

چیره‌دستی در استفاده از کلمات و کاربردشان ممکن است مدت‌ها طول بکشد و نیازمند تمرین و کسب تجربه باشد. از این رو باید به جای دست کشیدن از کلمات، به سمت‌شان هجوم برد.

 

پیشنهاد چهارم: اولین تلاش بی‌ثمر است

 

هر کاری را شروع کنید، با اولین تلاش به نتیجه نخواهد رسید.

هیچ فرد موفقی، یک‌شبه پیروز میدان نشده است.او بارها:

 

  • شکست خوردن

 

  • خرابکاری

 

  • ورشکستگی

 

  • کمبود انرژی

 

  • بی‌انگیزگی

 

را تجربه کرده تا بتواند خودش را به سکوی موفقیت برساند.

 

بهترین نویسندگان تاریخ ادبیات هم، مزخرف‌ترین و افتضاح‌ترین نوشته‌هایشان را در ابتدای راه، روی کاغذ پیاده کردند تا بتوانند آن اثری را خلق کنند که انتظارش را داشتند.

 

در عوض این‌که ابتدای راه از خودتان انتظار کسب بهترین نتیجه را داشته باشید با خیال راحت به نوشته هایتان گند بزنید.

 

به قانون ۲۰ /۸۰ رضایت دهید.

 

شاید از میان ۱۰۰ درصد نوشته‌هایتان، ۲۰ درصدش به انتظارات شما از نوشتن نزدیک باشد اما اشکالی ندارد. همین ۲۰ درصد مقدمه‌ای برای کسب نتیجه دلخواه تان است.

 

ممکن است از ۱۰۰ درصد، تنها یک درصد از نوشته‌های تان مطلوب شود اما باز هم با همین یک درصد می توانید در مسیر نوشتن بمانید.

 

جیمز ای.میشنر می‌گوید:

«هرگز خود را نویسنده خوبی نمی‌دانم هر کسی که می‌خواهد از این بابت مطمئن شود باید یکی از نسخه های اولیه مرا بخواند اما ادعا می‌کنم که یکی از بزرگترین بازنویس های دنیا هستند.»

 

 

پیشنهاد پنجم: احساس ترس را در خود بکشید

 

از ترس بی‌آبرو شدن نوشتاری خودتان را محدود نکنید.

 

در ابتدای نوشتن وقتی مشغول ادای کلمات هستیم، از چند کار دوری می‌کنیم:

 

 

 

  • کسب تجربه های جدید

 

تا مبادا شانس مورد قبول واقع شدن نوشته‌هایمان را کم کنیم و  آبروی نوشتاری‌مان در نگاه مخاطب برود.

 

باید اذعان کنم که ابتدای نوشتن، هنوز اعتباری کسب نشده که نگران از دست دادنش باشیم و از طرفی مخاطب نسخه نهایی اثر ما را مشاهده می‌کند نه پیش‌نویس‌های اولیه را.

 

پس تا می توانید در حین نوشتن جسور باشید و از بیان افکارتان نترسید.

 

پیشنهاد ششم: نویسنده افکارتان باشید نه تدوینگر آنها

 

یک موضوع که منجر به تسلیم شدن نویسنده در مسیر نوشتن می‌شود نقش تدوینگری است که نویسنده هر لحظه‌ در بازی نوشتن ایفا می‌کند.

 

او با هر کلمه ای که می‌نویسد، ندایی درونی او را وادار به اصلاح و بازنویسی نوشته می‌کند.

 

یک نویسنده پیش از هر چیز باید برای ثبت لحظات پشت سرگذرانده بنویسد و نوشتن را به خاطر ذات نوشتن ادامه دهد.

 

حساسیت بیش‌از‌حد برای اصلاح و بازسازی حین نوشتن منجر به تبدیل شدن نویسنده به یک تدوینگر می‌شود و به جای آنکه وظیفه‌اش نوشتن و تمرکز بر ثبت لحظات باشد در فکر اصلاح و بازبینی چیزهایی است که هنوز به درستی به رشته تحریر در نیامدند.

 

باید بگویم ادامه دادن مسیر نوشتن ارزش دارد حتی اگر هر لحظه مشکلی ناشناخته سد راه شود.

 

چرا که درمان درد ننوشتن فقط نوشتن است.

 

پس گوشه‌ای کز نکنید و به جای آن شنونده‌ی خوبی برای درونیات‌تان باشید و از آنها بنویسید

 

2 پاسخ به “آیا مسیر نوشتن ارزش دارد؟| شش راهکار برای بیرون زدن از بن‌بست نوشتاری”

  1. مرسی نجمه جان تمام دغدغه‌خای من در این روزها در این مقاله منعکس شده. سپاس از رهنمون‌خای دوسنانه‌اتان

    • نجمه رضایی گفت:

      سلام سلام معصومه‌جانم.
      امیدوارم ایام به کام باشه.
      باهات موافقم دغدغه‌ی این روزهای هممون.
      اما موافقی دغدغه‌ی شیرین و لذت‌بخشیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه