چرا نمی‌توانم بنویسم؟|۳ باور اشتباه در مورد نوشتن

وقتی نمی‌توان نوشت

 

وقتی پروسه‌ی نوشتن برای نویسنده‌ی تازه‌کار با هدف ایجاد عادت نوشتاری شروع می‌شود، یک هیجان اولیه، جسارتی در بیان افکار در دل نوشته به او می‌دهد.

 

اما همین که مدتی از شروع نوشتن گذشت، هم زمان که ایده‌ها برای تداوم نوشتن ته کشیدند و سرزنش های کلامی در بازخوردهای نویسنده به نوشته‌هایش قد علم کردند، افکار پیش‌و‌پاافتاده‌تر از آنی به نظر می رسد که نویسنده تمایل به بیان‌شان داشته باشد از این رو خیلی زود نوشتن را رها می‌کند و از رویای نویسندگی فاصله می‌گیرد.

 

چند دیدگاه اشتباه به این دور شدن از نوشتن و فرونشاندن اشتیاق و تلاش برای نویسندگی دامن می‌زند.

 

بالا بردن سقف انتظارات با مطالعه‌ی آثار فاخر

 

اولین دیدگاه اشتباهی که در ارتباط با نوشتن وجود دارد، تصور غلطی است که از ثمره مطالعه‌ی کتاب‌های مختلفی که از نویسندگان بزرگ ادبیات خوانده است در ذهنش جا خوش می کند.

 

نویسنده در همان نشست‌های نوشتاری اول به دلیل حجم زیاد اطلاعاتی که از کتابهایی که خوانده کسب کرده، خودش را به مثابه نویسندگان بزرگ می‌بیند و انتظار دارد در هر نشست نوشتاری، بداند چه باید بنویسد و نوشته هایش همچون شاهکار آن نویسندگان بدون غلط باشد.

 

اگر در تجربیات چندین ساله‌مان کتاب‌های زیادی خواندیم دلیلی نمی‌شود که بخواهیم بدون تمرین نوشتن نویسنده شویم.

 

سندروم کمال‌گرایی

 

دومین اشتباه نامعقول از نوشتن، سندروم کامل انجام گرفتن نوشتن است.

 

غرض از این کامل بودن، انجام بدون نقص نوشتن و به بهترین شکل ممکن اجرا کردنش است.

 

به درست ترین شکل ممکن در نوشتن حاضر شدن مثل شرایط آب و هوایی متغیر است.

 

ممکن است یک روز سرشار از عشق و احساس و ایده های سازمان یافته باشیم و روز دیگر سراسر طفره روی از یک کلمه نوشتن.

 

ترس از حرف زدن در نوشته

 

سومین انتظار نابجایی که از نوشتن وجود دارد، ترس از حرف زدن و ابراز عقیده در نوشته است.

 

همیشه فکرهایی در سرمان پرسه می‌زند که ابتدای نشست نوشتاری قصد ابراز کردنش را داریم اما کمی از نوشتن نگذشته، یک وسوسه پرسشگری ایده نوشتن را در نطفه خفه می‌کند.

 

ممکن است پیش از نوشتن از خودمان بپرسیم:

 

«اگر این عقیده در نوشته‌ام اشتباه باشد و معیار قضاوت دیگران از اندیشه‌هایم شود چه؟بهتر است که چیزی نگویم»

 

این وسوسه، منجر به توقف اشتیاق در نوشتن و مانعی برای ازسرگیری نوشتن می‌شود.

 

همین وسوسه به راحتی منجر به خلع سلاح کردن ذهن نویسنده در ترویج خلاقیت و ابراز ذهنیاتش می‌شود و به تدریج منجر به توقف نوشتاری خواهد شد.

 

تصور کنید هر بار در هر نشست نوشتاری که برای خود ترتیب می‌دهید با این افکار مواجه شوید و به خودتان اجازه حرف زدن در نوشته را ندهید.

 

کم کم متوجه می‌شوید تسلط بر آنچه می‌نویسید را از دست خواهید داد و شانس بهتر نویسی را از خود سلب خواهید کرد.

 

ژول سالزمن می گوید:

 

«روی کاغذ فقط حرف می زنم. هرچه بیشتر حرف بزنم، شانس بیشتری برای تسلط و بهتر گفتن دارم بعد می‌توان بازگشت و در آخر آن را تصحیح کرد- ولی بعد از اینکه آن را گفتم.»

 

راهکار

 

بهترین راهکار برای خطرات بزرگی که در کمین نوشته‌هایمان وجود دارد این است که:

 

  • از کمال‌گرایی دوری کنیم و حتی با آن مبارزه کنیم.

 

  • حین نوشتن به خودمان حق بد نوشتن را بدهیم.

 

  • با خواندن چند دانه کتاب، سقف انتظارات‌مان در نوشته را بالا نبریم.

 

¶ در همین ارتباط:

پادکست ششم؛ ریسک‌پذیری در نوشتن

فاصله گرفتن از نوشتن| چند راهکار برای از سرگیری نوشتن

پادکست چهارم؛کمبود وقت در نوشتن

پند‌نامه‌ نوشتاری| ۲۰۰ پند کوتاه در ارتباط با نوشتن

۸ راه برای ارتقا مهارت نویسندگی بدون نوشتن کلمه

نویسنده‌ کیست؟| ۵۰ ویژگی یک نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه