فاصله گرفتن از نوشتن| چند راهکار برای از سرگیری نوشتن

نوشتن راه رفتن روی لبه‌ی تیغ

 

همان‌طور که اشتیاق به نوشتن نویسنده را تا دیروقت بیدار نگه می‌دارد تا گرم نوشتن شود و به شکلی باورنکردنی از روند وقایع، نقل‌قول‌هایی بیان کند که در نهایت به مهارت‌های نوشتاری خود ببالد، انتظاراتش از نوشتن قادر است این اشتیاق را چنان فروکش کند که :

 

  • نتواند حتی یک کلمه بنویسد.

 

  • خود را به هر کاری مشغول نشان ‌دهد تا از بیان افکار بر روی کاغذ طفره ‌رود.

 

وقتی کمال‌گرایی به فاصله‌گرفتن از نوشتن ختم می‌شود

 

تصوری که از فعل نوشتن در ذهن‌ شکل می‌گیرد نویسنده را متوقع می‌کند که هر گاه دست به قلم می‌شود، بیانی اندیشمندانه و به دور از هر گونه غلط ویرایشی و نگارشی داشته باشد.

 

از این رو به خود اجازه‌ی بیان جزئیات و هر آنچه در فکر می‌گذرد را نمی‌دهد و به راحتی در دام کمال‌گرایی در نوشتن گرفتار می‌شود.

 

این کمال‌گرایی مانع از ابراز ذهنیات او حین نوشتن می‌شود و چون اجازه‌ی خرابکاری ندارد و  همیشه باید خوب بنویسد، بسیار راحت از نوشتن دل‌زده خواهد شد.

در این صورت با یک آمپاس یا به اصطلاح منگنه‌ای در دنیای نوشتن مواجه می شود و آن فاصله گرفتن از نوشتن و خارج شدن از مسیر نوشتاری است.

 

این فاصله گرفتن از نوشتن بر پایه‌ی انتظاراتی شکل می‌گیرد که از خود در نوشتن دارد.

 

فاصله گرفتن از نوشتن

 

همه‌ی ما وقتی از پس نوشتن و برآورده کردن انتظاراتی که‌ از آن داشتیم، برنیامدیم چند روزی یا دست‌کم چند ماهی یا حتی چند سالی از آن فاصله می‌گیریم.

 

این فاصله گرفتن هر چند رنج‌آور است اما به راحتی نویسنده‌ را از ادامه‌ی مسیر نوشتاری منصرف می‌کند و استعدادی به نام نویسندگی را در سیاه چاله‌ای از انتظارات برآروده نشده دفن خواهد کرد.

 

وقتی از نویسنده شدن ناامید می‌شویم 

 

درست است که ژول سالزمن در مقدمه‌ی کتاب «اگر می‌توانید حرف بزنید پس حتما می‌توانید بنویسید» می‌گوید:

«نوشتن از ننوشتن راحت‌تر است.»

 

اما تصور اغلب افراد بر این است که در دوراهی نوشتن و ننوشتن، انتخاب ننوشتن آسان‌تر است.

فاصله‌ا‌ی که میان نوشتن و ننوشتن جا خوش می‌کند از یک فکر نشات می‌گیرد:

 

«چون مدت زمان زیادی است که از نوشتن دست کشیدم ، بعید می‌دانم نویسنده شوم»

 

همین کلام به ظاهر کم اهمیت، قادر است‌ عادت هر روزه‌ی خلق و نشر نوشته‌ها را به تعویق بیاندازد چون فکر نویسنده نشدن به عمل نوشتن برتری می‌یابد.

 

تاثیر یک فاصله در قلب نوشته

برای خود من هم همیشه سوال است که چه اندازه این فاصله گرفتن از نوشتن می‌تواند در مسیر نوشته‌ها اثر بگذارد؟

 

در جواب باید بگویم:

 

تاثیرش به‌اندازه‌ای چشم‌گیر است که می‌تواند کشمکش‌های ذهنی فرد علاقه مند به نوشتن را به اندازه‌ای افزایش دهد که انگیزه‌‌اش به نوشتن، هر روز کمتر و کمتر شود تا با قطعیت، حکم به نویسنده نبودن خود صادر کند.

 

این حکم صادره از سوی ذهن، حتی اگر مدتی بعد که دوباره نوشتن از سر گرفته ‌شود، التهاب و تشنجی را وارد مسیر نوشته‌ها خواهد کرد.

 

دو قطب که مکمل یکدیگرند

 

همیشه تصور می کردم نوشتن و ننوشتن دو قطب مخالف یکدیگرند اما حالا بعد از مدت زمانی که گرم نوشتنم و  وقایع و رویدادها را ثبت و ضبط می‌کنم، دریافتم این دو مکمل یکدیگرند.

 

چرا که وقتی قبول می کنی بنویسی، در فضای نوشتن اجازه داری نانوشته‌های سالهای عمرت را بنویسی.

 

وقتی هم میل و رغبت نوشتن در تو کمرنگ می شود و نمی‌نویسی، تجربه‌ی هزار کار دیگر را هم پشت سر بگذاری، هیچ چیز همچون نوشتن نمی تواند سر و شکل درستی به افکارت بدهد.

 

نوشتن است که می تواند روز یک نویسنده را، روشن کند.

 

دنیای نوشتن و نویسندگی بازی با وقایع است، آن هم به واسطه واژگانی که پیش‌روی نویسنده است تا دنیای نوشتن و نویسندگی را معنا دهد.

 

چند راهکار برای از سر گرفتن نوشتن

  • از نفس عمل نوشتن لذت ببرید.

 

  • تلاشی برای معقول به نظر رسیدن افکار حین نوشتن نکنید.

 

  • بنویسید حتی اگر خوب نمی‌نویسید.

 

  • خود را با نوشتن سرگرم کنید.

 

  • انتظاراتی که از نوشتن و نویسنده شدن دارید را کنار بگذارید.

 

  • پیش از نوشتن به نحوه‌ی پیشروی نوشته فکر نکنید.

 

 

¶در همین ارتباط:

حین نوشتن توجهی به بازنویسی نکنیم| ۳ اشتباه رایج حین نوشتن

پادکست چهارم؛کمبود وقت در نوشتن

یک عادت نوشتاری| چرا باید خاطره‌نویسی کنیم؟

ری برادربری در داستان‌‌‌نویسی| بررسی الهامات ذهن یک نویسنده

فرق یک نویسنده با افراد عادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه