یک عادت نوشتاری| چرا باید خاطره‌نویسی کنیم؟

یک: استراق سمع از وقایع

یک نویسنده روایت‌کننده‌ی مطلق وقایعی است که در اطرافش اتفاق می‌افتد.

او هر لحظه در حال استراق سمع در محیط اطراف است تا بتواند به روند وقایع، واکنش لحظه‌ای نشان دهد و آنها را با هر لحن گفتاری، چه کمیک چه تراژیک جوری روی صفحه کاغذ به نمایش بگذارد که خواننده از روند وقایع مطلع شود.

این اراده‌‌ نویسنده در ثبت وقایع است که منجر به پدید آوردن یک نوشته می‌شود.

یک نویسنده به کمک واژه‌هایی که به کار می‌برد، زاویه‌ی نگاه تازه‌ای از هر واقعه پیش چشم خواننده قرار می‌دهد تا او بتواند حین خواندن نوشته، با ذهن خودش سخن بگوید.

یکی از نمونه روایت‌هایی که می‌تواند برای نویسنده لذت‌بخش باشد و افکارش را در گذشته و حال و حتی آینده‌ی احتمالی به یاد آورد، خاطره‌نگاری از روزهایش است.

مثلا دیدن یک آلبوم عکس می‌تواند مروری باشد بر خاطرات و تماشا کردن عکسا، ادم را به حرف آورد.

درست مثل خود من که از تماشای این عکسا همیشه به حرف می‌آیم.

 

 

این عکس درست نمایانگر چهار روزگی من است که بی‌مقدمه پا به این دنیا گذاشتم.

 

 

  این عکس اولین باری است که به خانه‌ی خاله‌ام رفته بودم آن هم دسته‌جمعی با تمام خانواده‌ی مادری‌ام.

 

 

این عکس اولین باری است که خانواده‌ام به سفر مشهد رفته بودیم و در باغ دوست پدرم بودیم.

 

 

روزی که برای اولین بار صاحب تنها برادرم شدم.

 

 

برادری که چندان اختلافی میان‌مان نبود و شب به شب برایش قصه می‌خواندم.

 

 

اولین عکسی که برای مدرسه رفتن گرفتم و می‌خواستم شاگرد کلاس اول شوم.

 

 

روزهایی که در ۱۱ سالگی آنچنان قد کشیدم که معلم‌ها مجبور بودند روز اول مدرسه مرا آخر کلاس بنشانند.

 

 

سال ۸۸ که از ۱۹ سالگی تا ۲۲ سالگی‌ام را در دانشگاه تهران پشت سر گذراندم.

وقتی برای اولین بار با ۱۷۰ نفر همکلاسی شدم و در دانشکده‌ی تربیت بدنی تحصیل کردم.

هزاران عکس دیگری که تماشایشان منشا خاطراتی هستند که ارزش نوشتن دارند.

 

دو: هر فرد تاجر خاطرات خود است

خاطره‌نگاری از نگاه رابرت مک‌کی، گفت‌و‌گوی شخصی واقعه‌نگار است. این گفت‌و‌گو به گونه‌ای نوشته می‌شود که خواننده را در حال استراق سمع محرمانه‌ی  درونیات نویسنده قرار می‌دهد.

 

تصور بسیاری از افراد که دغدغه‌ی نوشتن دارند این است که بیشتر خاطراتشان ارزش لحظه‌ای تامل ندارد یا شاید تجربیاتی که در طی سالهای زندگی داشته‌اند، بی‌اهمیت و گاه بی‌ارزش است.

 

شاید در ابتدا این‌طور به نظر برسد که خاطرات بی‌ارزش‌اند و در پس زندگی باید سایه‌وار به راه خود ادامه دهند، اما کافی است با جسارت کمی در آنها عمیق شد.

 

آن وقت شاید چیزی برای بیان کردن از خود، خواسته‌ای که حتی فکرش را نکرده بودیم یا حتی آرزویی که جرات بیان آن را نداشتیم به یاد آوریم و از آنها جملاتی بسازیم که واقعیت با تخیل در هم‌آمیزد.

 

سه: خاطره‌نویسی

خاطره‌نویسی یک ایده‌ی مجزا برای روزانه‌نویسی است.

می‌توان از دل صحبت‌های روزانه با دیگران یا برخورد با اتفاقات روز، پندارهای ذهنی خود را با کمی تخیل آمیخت و هر آنچه در پس ذهن می‌گذرد روی کاغذ آورد.

با به یاد آوردن برخی وقایع، خصوصا اولین‌هایی که در زندگی تجربه شده ناگهان افکاری در ذهن به حرکت می‌افتد و احساساتی برانگیخته می‌شود که کافی است برای نشاندن‌شان در صفحه‌ی کاغذ، جسارت به خرج داد.

هیچ تجربه‌ای ابلهانه نیست و هر رویایی ارزش تامل دارد.

کافی است زمانی را به اندیشیدن و تامل در ارتباط با آنها صرف کرد.

 

چهار: چرا باید خاطره‌نویسی کنیم؟

خاطره‌نگاری نوعی تمرین نوشتاری است که نویسنده را به نگرشی تازه با خود دعوت می‌کند.

خاطره‌نگاری برای نویسنده همان نوشتن از تجربیات گذشته، حرف زدن از کارهای کرده یا بیان خواسته‌ها و توقعاتی است که روزی جرات اقرار‌شان را نداشته.

خاطره‌نگاری فرصتی است تا نویسنده بتواند حقایقی را از اعماق وجودش بیرون بکشد و از نو تصورشان کند.

در این میان گاهی به آن‌ها ریشخند بزند تا جایی که از دل هر یک، داستان تازه خلق کند.

داستان‌هایی که خواننده را ترغیب به خواندن صحنه‌های زندگی او کند.

چراکه داستان رسانه‌ای تفکربرانگیز است که به صورت غیرمستقیم بر ذهن خواننده اثر می‌گذارد.

نویسنده در نوشتن خاطره‌هایش این اختیار را دارد که در هر کجا به توصیف بپردازد، شخصیت‌هایی خلق کند، دیالوگی‌ها میان شخصیت‌ها رد و بدل کند و از این رهگذر خیال خواننده را درگیر کند.

همه‌ی اینها به انتخاب و اختیار اوست که تشخیص دهد برای هر خاطره‌ای کدام یک از آنها مناسب است.

 

پنج: تمرین نوشتاری

می‌توان جسارت خاطره‌گویی را به عنوان یک تمرین روزانه‌ی نوشتن با این جملات آغاز کرد.

  • وقتی یک دختربچه | پسر بچه بودم…
  • مهم‌ترین عادتی که در مدرسه داشتم این بود که…
  • مادربزرگم تا وقتی زنده بود و به خانه‌ی آنها می‌رفتیم…
  • اولین روزی که مادر | پدر شدم….
  • وقتی پسر اولم به دنیا آمد….
  • لحظه‌ای که رتبه‌ی کنکورم را در سایت سازمان سنجش دیدم…
  • وقتی برای اولین بار پشت ماشین پدرم نشستم و فرمان ماشین را دست گرفتم…
  • وقتی برای اولین بار برای مصاحبه‌ی کاری کت و شلوار سرمه‌ام را تن کردم، خودم را توی آینه برانداز کردم…
  • وقتی اولین بار نوشتن را به صورت تخصصی یاد گرفتم که در کلاس نویسندگی شرکت کردم و…
  • اولین گلی که را در گلدان کاشتم خیلی بی‌جان بود…
  • وقتی اولین با ردیدمش گمان کردم که عاشق شدم اما …
  • با اولین حقوقی که دریافت کردم رفتم مغازه‌ی…
  • روزی که تصادف کردم را به خوبی به یاد دارم….

 

شش: باید نوشت

کافی است از تمام ابزارهای نویسندگی برای به نبوغ رساندن توانمندی در نوشتن استفاده کرد چون در نوشتن، هیچ نگرانی آنقدر ارزشمند نیست که ایده‌ها را نادیده گرفت.

 

4 پاسخ به “یک عادت نوشتاری| چرا باید خاطره‌نویسی کنیم؟”

  1. نجمه جان خیلی لذت بردم از این مطلب زیبات دوست من
    امیدوارم موفق باشی و بدرخشی مثل همیشه

  2. من با خواندن پست‌های شما چنان سر ذوق می‌آیم که نهایت ندارد‌. زندگی در تک‌تک کلماتت موج می‌زنه نجمه جان… انصافا کیف می‌کنم از اینکه جملات شما را می‌خوانم (:

    • نجمه رضایی گفت:

      سلام محدثه دیدن اسم نازنین تو در اینجا منو چه‌قدر سر ذوق میاره.
      تو خودت بی‌نظیری هنرمندجان.
      ممنونم ازت که هستی در کنارم.
      خوشحالم برات مفید بوده دختر تو فوق‌العاده‌ای.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه