۳۰ اصل مهم برای شروع نوشتن| چگونه مهارت نویسندگی را تقویت کنیم؟

در حال ویرایش

 

مقدمه

 

کیوکو موری در توصیه‌ای برای بهتر نوشتن به نقل از « دیوید میلوفسکی» می‌نویسد:

 


«یکی از بهترین توصیه‌هایی که درباره‌ی نوشتن شنیده‌ام، توصیه‌ای بود از رمان‌نویسی به نام «دیوید میلوسفکی» که به شاگردانش می‌گفت: «در زندگی‌تان چیزهایی است که آنها را می‌شناسید، ولی از درک و فهم آنها عاجز هستید. درباره‌ی آن‌ها بنویسید.»


 

یکی از دغدغه‌های اصلی افراد علاقه‌مند به حوزه‌ی نوشتن، پیدا کردن موضوعات خوب و مناسب برای نوشتن است.

 

از این رو در این مقاله تلاش می‌شود راهکارهایی در ارتباط با شروع نوشتن و تلاش برای بهتر نویسی را ارائه ‌می‌کند.

 

 

۱

یادداشت‌نویسی از اندیشه‌ و احساسات روزانه

 

برای خود عادت روزانه‌نویسی از ذهنیات و تجربیات را خلق کنید و بدان متعهد شوید.

 

روزانه دست‌کم ۱۰ دقیقه از روز را به نوشتن از تجربیاتی که در طی روز پشت سر گذرانده‌اید و نسبت بدان تصوراتی را کسب کردید،اختصاص دهید.

 

به افکاری که حین نوشتن به ذهن‌تان می‌رسد اعتماد کنید و آنها را جدی بگیرید.

 

نگران مورد قضاوت قرار گرفتن یا درست‌نویسی و حتی رعایت نکات ویرایشی نباشید.

 

روزانه‌نویسی، کلاس‌های انشای مدرسه نیست که در پایان نمره‌ای از سوی معلم .دریافت کنید.

 

پس با خیال راحت، افکار و اندیشه‌های روزانه‌تان را که در پس حوادث در ذهن‌ نقش می‌بندد، بنویسید.

 

در روزانه‌نویسی می‌توانید از معمولی‌ترین وقایعی که برایتان اتفاق میفتد تا کارهایی که در طول روز به آنها سرگرم بودید، بنویسید.

 

در واقع اجازه دارید از هر آنچیزی که می‌دانید و در ذهن‌تان می‌گذرد، بنویسید.

 

حین نوشتن به اندیشه‌ها و احساسات خود اعتماد کنید چون شما بهتر از هر کسی به آنها مسلط هستید.

 

کافی است شروع به نوشتن از آنچه در درون‌تان می‌گذرد، کنید تا ببینید چطور کلمات پشت هم ردیف می‌شوند و بهترین نوشته را عایدتان می‌کند.

 

خواندن این مقاله نیز در خلق عادت روزانه‌نویسی مفید خواهد بود:

 

روزانه نویسی از احساسات درون

 

وقتی چند خط می‌نویسی

 

 

۲

تسلط کامل بر شناخت احساسات نزدیک‌ترین دوستان

 

اگر نگاهی به آثار فاخر نویسندگان دنیای ادبیات بیاندازیم، متوجه خواهیم شد که بسیاری از آنها از دوستان و نزدیکان خود برای شکل‌گیری شخصیت‌های داستان استفاده کردند.

 

شاید دلیل این انتخاب، آگاهی کاملی است که از احساسات و عواطف دوستان نزدیک خود داشتند و آن را سوژه‌ی مناسبی برای نوشته‌ی خود کردند.

 

خواندن این مقاله در کمک به شناخت احساسات نویسنده در ارتباط با دیگران کمک می‌کند:

 

وقتی موضوع خوبی برای نوشتن نداریم|۳ منبع اصلی برای نوشتن

 

 

۳

نوشتن و خواندن همزمان

 

رویای شیرین نویسنده شدن به واقعیت تبدیل نمی‌شود اگر خواندن و نوشتن در برنامه‌ی روزانه فرد علاقه‌مند به نوشتن نباشد.

 

برای نویسنده شدن باید همت به خرج داد و تا می‌توان در هر فرصتی، برای خواندن و نوشتن ‌هم‌زمان الگوی زمانی جور کرد.

 

خواندن و نوشتن راهبردی‌ترین تصمیم برای فرد برای نویسنده شدن است.

 

کیوکو مری در این ارتباط می‌گوید:


« در سن ۲۴ سالگی پس از فارغ‌التحصیلی، به شدت کار می‌کردم و کتاب می‌خواندم تا نویسنده بشوم. تصمیم گرفته بودم تا قبل از رسیدن به این هدف حتی ازدواج هم نکنم.»


 

 

۴

به حوادث زندگی شخصی‌تان علاقه‌مند شوید

 

نویسنده داستان زندگی خود باشید.

 

به خودتان اجازه دهید تا از پیش‌و‌پا‌ افتاده‌ترین اتفاق زندگی سوژه‌ای برای نوشتن شکار کنید، هر چند این اتفاقات از نگاه‌‌تان کلیشه‌ و سرشار از نیمچه داستان‌های ضعیف باشند.

 

برای شروع می‌توانید از اتفاقاتی که از آنها خاطره‌ی خوشی دارید و با هر بار که آن را برای کسی نقل می‌کنید خودتان از بیانش به وجد می‌آیید، استفاده کنید.

 

شاید در ابتدا تصور کنید زندگی شخصی شما ارزشی برای نوشته شدن نداشته باشد چون وقایع به قدر کافی دراماتیک نیستند اما کافی است تصمیم به نوشتن از آنها بگیرید و آن را به یک داستان تبدیل کنید.

 

تا حادثه و رخدادی از زندگی نوشته نشود، ارزش قضاوت ندارد.

 

به طور مثال بهتر است مشغول نوشتن داستانی از یک روز زندگی‌تان شوید که خبر خوشحال کننده‌ای دریافت کردید و این خبر زندگی شخصی‌تان را برای مدتی دستخوش تغییر کرد.

 

نوشتن همین لحظات کوچک از زندگی‌ دو دستاورد بزرگ برای شما به همراه خواهد داشت:

 

  • توان ادراک‌تان از آدمهای اطراف و وقایعی که برایتان رقم می‌زنند، بیشتر می‌شود .

 

  • حین نوشتن است که باورتان می‌شود تا چه اندازه در بازسازی وقایع و تغییرات ناگهانی در وقایع اختیار عمل خواهید داشت و در مهارت در نوشتن و نویسندگی، مهارت کسب خواهید کرد.

 

 

۵

بی‌توجهی به ارگانیک بودن نوشته 

 

گاهی حین نوشتن، از ادای کلماتی که کنار هم می‌چینیم لذت نمی‌بریم

 

گاهی هم هر چند از نوشتن لذت می‌بریم اما محصول نهایی رضایت‌مان را جلب نمی‌کند و حس می‌کنیم در میان واژگانی گرفتار شدیم که بیشتر از آنکه ارگانیک باشند، مصنوعی هستند.

 

ممکن است این احساس را بارها و بارها در طول نوشتن تجربه کنید و در نهایت نسبت به توانمندی خود در عرصه‌ی نوشتن نگرشی متفاوت پیدا کنید.

 

 

پس با خیال راحت فقط شروع به نوشتن کنید.

 

 

۶

یک زمان برای نوشتن، تعیین کنید

 

ساعاتی از روز را برای نوشتن رزرو کنید.

 

نشستی زمان‌بندی شده در روز ترتیب دهید که زمان‌ آغاز و پایانش مشخص شده باشد و آن را در جایی ثبت کنید.

 

با این کار خودتان را متعهد کنید که هر روز در این ساعت، مشغول نوشتن از آنچه در دنیای درون و بیرون‌تان می‌گذرد، شوید.

 

این تعهد منجر به پایبندی به نوشتن می‌شود و ذهن‌تان را آماده نگه می‌دارد.

 

اگر برای شروع وقت چندانی ندارید و درگیر مشغله‌های کاری و زندگی شخصی هستید، با مدت زمان‌های اندک شروع کنید.

 

مثلا تصمیم بگیرید روزی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بنویسید.

 

این دقیقه‌ها می‌تواند ساعات مرده‌ی روزتان باشد و به مرور این زمان را افزایش دهید.

 

مطمئن باشید همین چند دقیقه‌ها اگر مداوم باشند از پس نوشته‌هایی برمی‌آیید که پیش از آن قادر به انجامش نبودید.

 

خواند این مقاله در تنظیم الگوی زمان‌بندی برای نوشتن مفید خواهد بود:

 

الگوی زمان‌بندی برای نوشتن

 

خواندن این مقاله در متعهد شدن به یک برنامه‌ی ثبات نوشتاری مفید خواهد بود:

 

پرورش خلاقیت در نوشتن

 

 

۷

برای نوشتن، مکان تعیین کنید

 

وقتی قرار است حین نوشتن با افکار و ذهنیات شکل گرفته از تجربیات روزمره سروکله بزنید و برای نوشتن از آنها بر موج عواطف و احساسات سوار شوید، برای خودتان یک خلوتگاه تعیین کنید که به دور از هیاهو، لحظاتی متفاوت حین نوشتن را تجربه کنید.

 

قصد ندارم بگویم که برای نوشتن تدارکات خاصی لازم است اما گاهی بهتر است برای همین روزانه‌نویسی از فضای همیشگی فاصله بگیرید و یک مکان تازه را برای نوشتن تجربه کرد.

 

اگر یک زن خانه‌دار همیشه مجبور است در مدت زمان دم‌کشیدن نهار ظهر یا شستن ظرفها، زمان را بقاپد و مشغول نوشتن شود، یا یک پزشک در فاصله‌ی ویزیت بیمار بعدی اندکی از تجربه‌اش بنویسد، بهتر است یک روز از هفته را برای مدت زمانی به نوشتن در یک ماکن دنج اختصاص دهد.

 

به طور مثال سه‌شنبه‌های هر هفته برای یک ساعت در یک کافه‌ی دنج به دور از هیاهوی وظایف شغلی و شخصی‌اش، شروع به نوشتن کند.

 

یک نیاز نوشتاری متمرکز بودن است.

 

این خلوتگاه و تدارکی که برای نوشتن در یک مکان دنج می‌گیرید به متمرکز شدن بر افکاری که برای نوشتن بدان نیاز دارید کمک می‌کند و گفت‌و‌گوی ذهنی را بیدار می‌کند.

 

خواندن این مقاله در متعهد شدن به یک برنامه‌ی ثبات نوشتاری مفید خواهد بود:

چرا در نوشتن مقاومت می‌کنیم؟۳ راهکار برای مقابله با ننوشتن

 

رد پای نوشتن در برنامه ریزی روزانه

 

۸

از مشکلات تلخ روز بنویسید

 

پیگیر نوشتن از حوادث و وقایع ناگوار روزمره‌ی زندگی‌تان باشید و از مشکلات پیش‌آمده، موضوع برای نوشتن بسازید.

 

زندگی روزمره‌ی همگی‌مان سرشار از اتفاقات خوشایند و ناخوشایند، خوش‌شانسی‌ها و بدشانسی‌هایی است که ممکن است احساسات متفاوتی را در پس تجربه کردنشان دریافت کنیم.

 

همین احساسات تازه‌ و به ظاهر کم‌اهمیت، همان ایده و موضعات مخصوص نوشتن است که می‌توان با آن شروع به روزانه‌نویسی کرد.

 

خواندن این مقاله در ارتباط با روزانه‌نویسی می‌تواند مفید واقع شود:

 

 

تصور می‌کنیم برای شروع نوشتن نیاز به موضوعات خاص و حوادثی برجسته داریم که نوشتن از آنها بتواند به قدری خلاقانه باشد که نظر اکثر مخاطبان را جلب خودش کند.

 

همین نگرش مانع از رصد کردن دنیای درونی‌ فرد علاقه‌مند به نوشتن می‌شود و اجازه نمی‌دهد فرد با موشکافی حوادث زندگی شخصی‌ و نحوه‌ی تعاملش با آنها را رصد کند و از آنها بنویسد.

 

بهتر است به جای چنین نگرشی به این فکر کنید که ممکن است حوادث عادی زندگی شما و نحوه‌ی تعامل‌تان برای بسیاری از افراد جذاب و خواندنی باشد.

 

کافی است کمی بیشتر و دقیق‌تر به زندگی‌تان فکر کنید و برای مشق روزانه‌نویسی از آنها ایده بگیرید.

 

همین نوشتن از وقایع روزمره سه دستاورد مهم دارد:

 

  • یک درد‌ و دل مجانی خودتان را مهمان می‌کنید و تمام آشفتگی‌های ذهنی را روی کاغذ می‌ریزید.

 

  • به واسطه‌ی همین نوشته‌ها افراد هم‌عقیده و هم‌فکر خودتان را پیدا خواهید کرد و دایره‌ی دوستی‌تان در کنار آنان گسترده‌تر خواهد شد.

 

  • با نوشتن از وقایع زندگی‌تان، به خودتان فرصت بیشتری برای تفکر می‌دهید و ممکن است در این میان در یافتن راه‌حل فائق آیید.

 

نگران نباشید که ایده‌هایی که از موقعیت‌ها و حوادث زندگی‌تان گرفیتید ناب هستند یا نه مهم مداومت و پیگیری شما در نوشتن از آنها است.

 

خواندن این مقاله در نوشتن از وقایع روزمره‌ی زندگی مفید خواهد بود:

 

هر اتفاق یک نوشته

فرق یک نویسنده با افراد عادی

بهترین سوژه برای نوشتن

 

 

۹

سانسورچی درون‌تان را مسدود کنید

 

سانسورچی درون نظامی درون ذات آدمی است که تلاش می‌کند اختیار همه چیز را در دست بگیرد و در نوشتن مانع از بیان احساسات و درونیات یک نویسنده شود.

 

ذهن یک نویسنده یا فرد علاقه‌مند به نوشتن از ثمره‌ی نوشتن و کسب تجربه‌ی نوشتاری، آمادگی این را دارد که از چیزهایی می‌بیند و احساساتی که دریافت می‌کند بنویسد و نخستین اندیشه‌ها و احساساتش را به متون نوشتاری تبدیل کند و از این رهگذر می‌تواند به شگفتی‌های ذهنش در اجرای خلاقیت در متون نوشتاری‌اش دست یابد.

 

لحظاتی که یک نویسنده مشغول نوشتن از نخستین اندیشه‌ها و احساساتی است، نیرویی به نوشته منتقل می‌شود که بر خواننده اثرگذاری فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.

 

درست در همین لحظات که نویسنده سرگرم نوشتن است، سانسورچی درون با خط‌کشی از معیارها به قضاوت همین اندیشه‌ها و احساسات لحظه‌ای می‌نشیند و جوری دست‌وپای نویسنده در بیان عقایدش می‌بیند که مانع از پیاده‌سازی این نیرو و قدرت در نوشته می‌شود.

 

این قضاوت حتی، نیروی بیان کردن واقعیت‌ها و رنج‌های زندگی یک نویسنده را به گونه‌ای کاهش می‌دهد که به بسیاری از احساساتی که در لحظه دریافت می‌کند، بیاعتنا می‌شود و نمی‌تواند به درستی به دل عواطف و احساستش نفوذ کند و نظاره‌گر جزئیات آنها باشد.

 

از این رو نخستین اندیشه‌ها همواره در تیررس حملات سانسورچی درون هستند.

 

نبوغ لحظه‌ای‌تان حین نوشتن را با پر و بال دادن به سانسورچی درون مسدود نکنید و اجازه دهید با نوشتن از نخستین اندیشه‌ها، لبه‌های ناصاف اندیشه‌تان کشف شود.

 

 

۱۰

از همان جایی که هستید شروع کنید

 

تصوری که کماکان در ذهن‌مان از نوشتن و نویسندگی داریم بر این پایه استوار است که برای شروع نوشتن باید مملو از شور‌و‌شوق و انگیزه باشیم تا از این رهگذر بتوان توجه کافی نسبت به کلماتی که در صفحه ادا می‌شود، داشت.

 

فارغ از اینکه مادامی که به داشتن انگیزه و شورونشاط متکی می‌شویم، جریان نوشتن را وارد مسیر ناسالمی می‌کنیم و به جای تشویق شدن به برون‌ریزی افکار ذهنی، خود را از نوشتن منع می‌کنیم.

 

جولیا کامرون می‌گوید:

«منتظر خلق‌وخوی مناسب بودن تجمل است. برکت است اما ضرورت نیست. نوشتن مثل نفس کشیدن است، می‌شود یاد گرفت که آن را خوب انجام داد، اما به هر حال باید آن را انجام داد.»

 

کم‌کم با این احساس مواجه می‌شویم که شاید ما برای نوشتن زاده نشده باشیم و کمترین استعدادی از آن در ما نباشد. از یان رو سفت‌و‌سخت به پای این تصور می‌مانیم و حق مادرزادی نوشتن را از خود سلب می‌کنیم.

 

گاهی یک متن خشک و عاری از ادبیات کلامی، از سالها دست‌ روی دست گذاشتن برای یافتن بهترین ایده و اثبات کردن استعداد نوشتن به خود بهتر است.

 

چه راهکاری در قبال این تصور می‌توان به کار برد؟

کافی است ایده‌آل گرایی و خوب نوشتن را کنار بگذارید و از همین جایی که هستید ،با هر حس و حالی که دارید شروع به نوشتن کنید و اجازه دهید همه کاره‌ی میدان نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان، عواطفی باشد که همیشه در جدال با منطق فکری‌ به عقب رانده شدند.

 

همین حالا الویت نوشتن را برای خودتان مشخص کنید و از چرایی نوشتن، شروع به نوشتن کنید.

 

توانمندی‌هایتان را زیر ذره‌بین نگیرید که به خودتان ثابت کنید استعدادی در نوشتن دارید یا نه که بخواهید خود را محق نوشتن بدانید. در عوض برای خودتان مشخص کنید چرا می‌خواهید بنویسید.

 

می‌خواهید بنویسید چون از نوشتن لذت می‌برید.

 

می‌خواهید بنویسید چون می‌توانید با نوشتن جهان فکری خود و اطراف‌تان را دگرگون کنید.

 

نویسنده‌ی درون؛ استعداد نویسندگی خودتان را کشف کنید

 

چند پند نوشتاری:

تلاش نکنید در میان نوشته‌هایتان منطقی و باهوش به نظر برسید.

 

لزومی ندارد حین نوشتن، محتاط باشید و از سر منطق بنویسید.

 

در نوشتن راحت باشید درست مثل لباس بعد از مهمانی

 

توجه‌تان را جلب کلمات پرطمطراق و جمله‌بندی‌های مرتب نکنید.

 

تا می‌توانید جملات را گل‌و‌گشاد روی کاغذ بنویسید و مطمئن باشید نوشتن، این‌گونه بهتر جلو می‌رود.

 

رسالت شما در نوشتن تعقیب کردن ذهنیات لحظه‌ای‌تان با کلمات است.

 

یادتان باشد لذت بردن از نوشتن به خوب‌نویسی نیست، باید بتوان حق مطلب یک ذهنیت را به درستی به جا آورد.

 

 

۱۱

از رویای نویسنده شدن بیرون بیایید

 

نوشتن کار شاقی به نظر می‌آید چون خودمان آن را کار شاقی تصور کردیم.

 

برای روی آوردن به نوشتن هزار و یک شرط و شروط می‌گذاریم تا به کاری سخت تبدیلش کنیم.

 

نمی‌خواهیم باور کنیم که می‌شود همین لحظه به اتاقی رفت و پشت میزی نشست و صفحه‌ی سفیدامضای کاغذ را با معمولی‌ترین کیفیت نوشتاری و با موضوعی از همین روزمرگی‌ها، خط‌‌خطی کرد.

 

گاهی پیش از نوشتن چنان رنجی به خودمان وارد می‌کنیم که از شروع نوشتن منصرف می‌شویم و بارها از زیر بار سنگینی این رنج که روی دوشمان نهادیم قسر در می‌رویم تا مبادا زحمت امتحان کردنش را به خودمان بدهیم.

 

کافی است تصورمان را نسبت به به کلیشگی واژه نویسنده شدن تغییر دهیم.

 

مقصودم از کلیشگی معنای هنویسندگی در ذهنمان این است که :

 

خیلی وقت‌ها تصوراتی که در ذهنمان از این وازه داریم ما را در دام رویای نویسنده شدن جوری گرفتار می‌کند که اگر قلم دست بگیریم  و برای نوشتن خیز برداریم، دلمان می‌خواهد همان ابتدای کار، دست‌کم مقدمه‌ی یک شاهکار ادبی را بنویسیم. از این رو در تلاشیم که با برنامه و اطلاع از انگیزه شروع به نوشتن کنیم.

 

تعداد زیادی از افراد را همین «رویای نویسنده شدن» از نوشتن دور می‌کند چون تصوری که از نوشتن در سر پرورانده‌اند خلق جملات پر زرق و برقی است که اگر نباشد اسم نویسنده پای نوشته‌هایش ثبت نخواهد شد.

 

شاید لازم باشد کمی تغییرات در تصورات‌مان ایجاد کرد تا باورمان شود که نویسندگی می‌تواند انجام فعل نوشتنی باشد که قرار نیست در آن، نگرانی  قضاوت شدن از سوی دیگران باشیم و خود را از لذت امتحان کردن نوشتن محروم کنیم یا حتی خود را مجبور به خوب بودن حین نوشتن کنیم.

 

نوشتن را باید شروع کرد چون نوشتن کاری لذت‌بخش است.

 

نوشتن فقط مخصوص نویسندگان نیست که تمرین کردنش شما را به نویسنده شدن برساند. لزومی هم ندارد که هر کسی که به نوشتن روی می‌آرود، نیت نویسنده شدن را به دوش بکشد. نوشتن می‌تواند صرفا یک تجربه‌ی سرگرم‌کننده در طول روز باشد که برای دقایقی هیجانات لحظات زندگی را روی کاغذ به تصویر می‌کشد.

 

پس بهتر است برای روی آوردن به نوشتن قید نویسنده شدن را زد.

 

نکته مهم:

 

مطمئن باشید از گذاشتن کلمات روی کاغذ سفید، هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند و تنها برای دقایقی، ذهن‌تان سرگرم به ثبت آنچه دیده و شنیده است می‌شود.

 

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

۱۶

۱۷

۱۹

۲۰

۲۱

۲۲

۲۳

۲۴

۲۵

۲۶

۲۷

۲۸

۲۹

۳۰

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه