جسارت ایجاد تغییر در شخصیت وجودی

یک: دگرگونی شخصیت

دگرگونی شخصیت یک اتفاق مثبت در زندگی محسوب می‌شود.
هیچ یک از ما قصدش را که نداریم هیچ، توانایی این را هم نداریم که تمام تنش‌های زندگی شخصی و آشفتگی‌های رفتاری‌مان در برخورد با دیگران، یک‌‌باره از میان برداریم و جوری حلشان کنیم که هیچ چیزی سد راه‌مان در زندگی نشود. آشفتگی‌هایی که منشا اصلی سرگردانی‌های احساسی ما می‌شوند.

 

 

دو: انعطاف‌پذیری در رفتار
من با تغییر شخصیت و انعطاف‌پذیری در پر کردن چاله‌های عذاب‌آور زندگی مخالف نیستم.
من هم مثل هزاران فرد دیگر معتقدم شخصیت افراد در معرض مشکلات مختلفی قرار می‌گیرد که سبب بروز رفتارهای متنوعی از آنها می‌شود از این رو نیازمند ایجاد تغییراتی در آن است تا سبک زندگی بهتری برای ادامه‌ی زندگی انتخاب شود.

 

 

سه: عذاب‌های لحظه‌ای در روزمره

اکثر افراد در طول زندگی با رفتارهایی از این دست مواجه هستند:
گاهی دچار عذاب و تردیدهای مختلفی می‌شوند.
گاهی تاب و توان تحمل موفقیت‌های هم‌نوع خود را ندارند.
گاهی متوسل به احمقانه‌ترین واکنش‌ها در مواجه با یک موقعیت می‌شوند.
گاهی خود را محدود به اتفاقات پیش‌آمده می‌کنند.
گاهی دائم به فکر انتقام از اطرافیان هستند.
گاهی در احساس بدبختی‌شان جوری غرق می‌شوند که باید یک کشمکش دیگر از راه برسد تا ماجرای قبلی را از یاد ببرند.
گاهی در کمال ناباوری نیک جهان را به بدی تعبیر می‌کنند.
گاهی در کلام به رقت‌انگیزترین شکل ممکن شخصیت طرف مقابلشان را به سخره می‌گیرند.

 

 

چهار: جسارت ایجاد تغییر در شخصیت وجودی
دنیا در مقیاس بزرگی داستان‌های زندگی‌مان، جای کوچکی برای زیستن است.

حتما نباید اتفاق خاصی ما را متوجه اشتباهات رفتاری‌‌مان در زندگی کند.

حتما نباید تریبونی برای اعلام افتضاح بودن‌مان در کارهای روزمره داشته باشیم و دیگران ما را به باد نصایح اندرزگونه‌شان بگیرد بلکه شاید به نواقص رفتاری‌مان پی ببریم.
حتما نباید کمبود امکانات را در زندگی دلیل برای نواقص رفتاری‌مان در گوشه‌کنار این زندگی بدانیم وقتی کسی گوش‌مان را برای یک اشتباه می‌پیچاند.
جسارت لازم است تا بتوانیم به درک درستی از اشتباهات‌مان در سال‌های کوتاه زیستن‌ برسیم و به استقبال دگرگونی شخصیت برسیم.
دگرگونی که می‌تواند به عمق جان فرد رسوخ کند.

 

 

پنچ: من هم دچار مشکلات رفتاری‌ام
من با تمام صحبت‌ها و ادعای آزاداندیشی‌هایم، گاهی از برخی ویژگی‌های رفتاری‌ام که نشان از ضعف در لایه‌هایی از وجودم است عذاب می‌کشم که در این نوشته با شهامت از آن‌ها رونمایی می‌کنم.

 

 

شش: اضافه‌وزن
من مثل خیلی از افراد پرخور در برابر غذا خوردن و تنقلات،تبدیل به آدمی دیگر می‌شوم و بارها و بارها در رعایت رژیم غذایی‌ام دچار نقص عملکرد شدم و از اضافه‌وزن رنج می‌برم جوری‌که باید برای پوشیدن بسیاری از لباس‌های توی کمدم حسرت مضاعف بخورم.
یا در مراسم‌های مهم مهمانی، در انبوهی از گن‌های زینتی پنهان شوم تا دست‌کم یک لباس به آرایش چهره‌ام بیاید.

 

 

هفت: تنبلی در ادامه‌ی یک کار

هزار تکلیف انجام نداده روی دستم مانده است.  پیش از ثبت‌نام هر دوره آموزشی  با شور‌وشوق فراوان درش شرکت می‌کنم تا شروع به یادگیری ‌کنم اما تا چند جلسه نگذشته دوست دارم مدرس دوره به هر دلیلی جلسات را کنسل کند و حاضر به ادامه‌ی دوره نیستم.

 

 

هشت: بدقولی در یک قرار
بیش از هزاران بار زیر قولی که به خودم برای سر وقت رسیدن به یک قرار کاری یا دوستانه  داده‌ام، زدم. همیشه نیم‌ساعتی دیرتر از موعد به قرار رسیدم که باعث رنجش طرق قرار شده است.

 

 

نهم: کینه‌ای تا حد جان
بسیار نسبت به آدمهایی که کینه‌ای از آنها به دل دارم انتقام‌جو هستم و تا تلافی آن ماجرا را نکنم دست از سرشان برنمی‌دارم.

 

 

دهم: دایره‌ی محدود دوستی
آدمهایی که عمیقا دوستشان دارم محدود هستند چون محدود به سخت‌گیری‌های رفتاری‌ام هستند. به ندرت افرادی را پیدا می‌کنم که بتوانند در رفتارشان از پس سخت‌گیری‌های من برآیند و منجر به آزار من نشود. البته که این موضوع بازمی‌گردد به ویژگی‌های شخصیتی من نه مشکل دیگران.

 

 

یازدهم: خاطره‌ی تلخ در نوشتن
توی نوشته‌های شخصی‌ام به بدترین شکل ممکن از آنهایی که نفرت‌انگیزند انتقام‌جویی می‌کنم.

 

 

دوازدهم: هنر نادیه گرفتن زایده‌های ذهنی
قضاوت دیگران کمترین اهمیتی برایم ندارد و به راحتی از کنارش رد می‌شوم یعنی نوعی هنر نادیده‌گرفتن زایدات ذهنی دیگران.

 

 

سیزدهم: سرقت ادبی
از اینکه کسی به خانه‌ام بیاید و بدون اجازه‌ام وارد اتاق کارم شود و دست‌بردی به قفسه‌ی کتابهایم بزند درست مثل زمانی است که با کاردی به جانم افتاده است و این رفتار بسیار آزارم می‌دهد.

 

 

چهاردهم: بی‌هنری در گوش دادن
به هیچ وجه حاضر به هم سخنی با افراد پرحرف و پرچانه نیستم و به راحتی حواسم را به جای دیگری پرتاب می‌کنم. حتی باید اعتراف کنم به خوبی دیگران را نمی‌شنوم.

 

 

پانزدهم: وقتی پای سلامت به میان است
از اعتراف به این واقعیت متنفرم اما اگر سلامت و بهداشت دهان در میان نبود کار مزخرفی مثل مسواک زدن را انجام نمی‌دادم.

 

 

شانزدهم: بلاک خانوادگی
حالا که صحبت از احساسات به میان است باید اعتراف کنم که تمامی اعضای خانواده‌ام به جز برادرم را از رسانه‌های اجتماعی‌ام بلاک کردم.

 

 

هفدهم: کلام آخر
من هزاران مشکل دیگر را هم دارم که شاید هنوز برای افشاگری‌شان و جسارت در ایجاد تغییر در آن آمادگی لازم را ندارم اما قول می‌دهم در اولین کتابم از تمامی‌شان پرده‌برداری کنم.

پیش از آنکه در اجتماع با رفتارهای‌مان دیگران را دچار سرگیجه‌‎های احساسی کنیم و به شیک بودن‌های کاذب متوسل نشویم، پیش از آنکه دیگران به رصد و کالبدشکافی رفتاری‌مان مبادرت ورزند خودمان دست به کار شویم و با جسارت شخصیت‌مان را دستخوش تغییرات مثبت و سازنده کنیم.

 

4 پاسخ به “جسارت ایجاد تغییر در شخصیت وجودی”

  1. عالی بود .نجمه جان.همه نقاط ضعفی دارند و پذیرش نقاط ضعف اولین قدم به سوی تغییر و خودسازیست.

  2. بلکا طاهرخانی گفت:

    من به شخصه بر این باورم که آدم ها برخی ویژگی هایی دارند که از نظر بعضی ها خوب و از نظر بعضی ها بد پنداشته می شود. حتی آدم ها ویژگی هایی هم دارند که فقط و فقط از نظر خودشان بد بنظر می آید یا حتی برعکس، فقط از نظر خودشون خوب بنظر می آید.
    اما مهم اینه که اگر چاله ها نبود، تپه ها هم معلوم نمی شد.

    • نجمه رضایی گفت:

      بلکاجانم تو فوق‌العاده‌ای.
      چه‌قدر به داشتنت افتخار می‌کنم.
      جمله‌ی قشنگت هنوز تو ذهنمه!
      اگه چاله‌ها نبودن، تپه‌ها هم معلوم نمی‌شدن!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه