فرق نویسنده حرفه‌ای با مبتدی

یک: نیمچه نویسنده کیست؟

وقتی یک فرد دغدغه‌مند یا بهتر است بگویم فرد علاقه‌مند در حوزه‌ی نوشتن بدون شور و لذت یا بدون عشق شروع به نوشتن می‌کند، تبدیل به نیمچه نویسنده‌ای می‌شود که:

یک چشمش متوجه مخاطب و استقبالی است که از متنش می‌کند

یک چشم دیگرش متوجه متون نوشتاری سایر نویسندگان است که پی ببرد برای زیبا نویسی متوسل به چه شیوه‌هایی شدند.

 

دو: چه می‌شود اگر نیمچه نویسنده بمانیم؟
اتفاق خاصی نمیفتد جز اینکه این فرد علاقه‌مند به نوشتن، جوری از خود در نوشته‌هایش غافل می‌شود که نمی‌تواند در هیچ نوشته‌ای خود واقعی‌اش را به جا ‌آورد.

 

سه: شرایط لازم پیش از نوشتن
یک نویسنده باید پیش از نوشتن برانگیخته شود تا بتواند متنی را بنویسید که خود واقعیش را روی صفحه‌ی سفید کاغذ به واسطه‌ی کلمات بدواند.

نویسنده باید به راحتی اعتقادات مطلوب و نامطلوب ذهنش را روی کاغذ رها کند.

 

نویسنده باید بهترین لحظه‌ها، بدترین روزها و خاطرات زندگی خود را روی کاغذ پیاده کند.

چهار: زیبایی نوشتن

وقتی نویسنده در مطب دندان پزشکی منتظر نشسته است‌ تا نوبتش شود و از فرط استرس و تنش ذهنی با منشی سر نوبت‌دهی بحثش می‌شود، بلافاصله دفترش را از توی کیفش دربیاورد و شروع به نوشتن یک داستان بعد از تجربه‌ی این حال روحی درون بکند
نوشتن یک داستان آن هم از سر یک آزردگی مطلق در یک عصر پاییزی در مطب دندان‌پزشک!

 

یا حتی بعد از یک مشاجره با یکی از اعضای خانواده‌اش بر سر موضوعی و ایجاد کلافگی‌های ذهنی، همان لحظه  شروع به نوشتن از قصه‌ی فردی کند که آرزوی محال خود را به واقعیت تبدیل کرد.

پنج: خشم و کلافگی به کنار! از عشق سخن بگوید

یک نویسنده به چه چیز در زندگی بیشتر از همه عشق می‌ورزد؟
این عشق هر چیزی را شامل می‌شود از کوچکترین و جزئی‌ترین موضوعات گرفته تا بزرگ‌ترین‌ چیزهایی که به آنها دلبستگی دارد!
دفترهای جامانده از کوکی، جعبه‌ خاطرات قدیمی پر شده از اشیایی از کودکی تا اکنون، یک جفت کفش کتانی که به تازگی خریداری کرده‌است فرزند تازه به دنیا آمده‌اش و… همگی ارزش نوشتن یک داستان را دارند.

 

شش: زمان ارزش نوشتن دارد
برای یک نویسنده، چیزهایی که از یک زمان در گذشته، حال و حتی آینده به او می‌رسند، جادو و الهام برای نوشتن هستند و شروع به نوشتن از آنها سرآغاز یک قصه است.

 

هفت: فرمول نوشتن
فرمول نوشتن به همین سادگی است:
شناسایی و نوشتن از چیزهایی که بدان‌ دلبسته‌ای
شناسایی و نوشتن از چیزهایی که بدان عشق می‌ورزی
شناسایی و نوشتن از چیزهایی که از آنها نفرت داری

شناسایی و نوشتن از چیزهایی که از تجربه‌شان واهمه داری

شناسایی و نوشتن از یهر آن چیزی که مرتبط با احساسات درون یک نویسنده است.

 

هشت: تهیه‌ی لیستی از احساسات
یک تمرین مفید برای جدی گرفتن نوشتن ازاین سه احساس درون، می‌تواند تهیه‌ی لیستی از چیزهایی باشد که مرتبط با این سه احساس است.

تمرین نوشتاری که در شروع می‌تواند به قدری مفید واقع شود که مقدمه‌ی یک داستان را بسازد.

 

نهم: نوشتن به تداوم محتاج است تا توان‌مندی
در ابتدای شروع راه نوشتن ممکن است این تصور برای علاقه‌مندان به نوشتن وجود داشته باشد که توانمندی و به درجه‌ی از حرفه‌ای بودن برای نوشتن ضرورت دارند.

با تداوم یافتن این تصور فرد از نوشتن خودداری می‌کند و هر موضوعی را بهانه‌ی نوشتن نمی‌کند.
توجه به این نکته ضرورت دارد که ممکن است یک نویسنده هر احساسی را یکبار برای اولین بار تجربه می‌کند، اما به واسطه‌ی نوشتن، به آنها فرصت دوباره زیستن‌ را می‌دهد.

از این رو از ثمره‌ی این تجربه، می‌تواند به شور وشوقی برای نوشتن دست‌ یابد که می‌تواند از یک حس درونی، داستان خوبی بیرون بکشد.

شاید اهمیت حرفه‌ای بودن در ابتدا با تداوم نوشتن از احساسات درون، اندکی کم‌رنگ شود.

 

 

دهم: نوشتن شبیه چیست؟
نوشتن به گزارشات هواشناسی شباهت دارد.
نویسنده لحظه‌ای گرم نوشتن می‌شود، لحظه‌ای بعد احساس یخ بستگی از نوشته‌اش دارد.
یکروز از شدت حرارات درون، دست به قلم می‌شود روز بعد که به نوشته سر می‌زند، آب سردی را روی آتش درونت در نوشته می‌ریزد و نقدش می‌کند.
این خاصیت نوشتن است.

 

یازدهم: از لحظه‌ی نوشتن لذت ببر

وقتی خاصیت نوشتن این است که فرصتی برای برون‌ریزی آتش درون مهیا می‌کند، چرا از نوشتن در لحظه لذت نبرد.

وقتی خاصیت نوشتن این است که فرصتی مداوم برای بازبینی و اصلاح نوشته می‌دهد چرا از نوشتن در لحظه لذت نبرد؟
برای نوشتن لازم نیست از ایتدا در درونت آتشی به پا کنی که شعله‌ور باشد.

حتی یک جرقه‌ی هم برای شروع کافی است تا با تداوم، آتش درونت را شعله‌ور کند.

 

دوازدهم: از چه بنویسیم؟

موضوع برای نوشتن در همه جا هست:
سیب‌هایی که از درخت ریختند و سوژه‌های نوشتاری‌اند.
باد شدیدی که در عصر جمعه‌ی پاییز، وزیدن می‌گیرد ارزش نوشتن دارد

کنترل تلویزیونی که باتری‌اش رو به اتمام است و به زور تکان دادن می‌توانی شبکه را تغییر دهی

فرد علاقه‌مند به نوشتن، برای شروع باید چشمش را روی عشق‌ها، تلخی‌ها، روزمرگی‌ها، خشم‌ها، آزردگی‌ها و… متمرکز کند و وقتی به درستی مزه‌شان کرد، شروع  به نوشتن از آنها کند.

 

سیزدهم: فرق نویسنده حرفه‌ای با مبتدی 
شاید فرق اساسی یک نویسنده‌ی حرفه‌ای با مبتدی در این باشد که:

نویسنده مزه‌ی جامعه و حوادث را به‌خوبی چشیده‌ است و با قلمش شروع به نوشتن از این طعم به یاد مانده در ذهنش می‌کند.
نویسنده لذت خشم و سرخوردگی، لذت دوست داشتن، لذت برانگیختن را درک می‌کند.

 

چهاردهم: نتیجه‌گیری

برای حرفه‌ای شدن در نوشتن به زمان احتیاج است که مبتدی بودن نویسنده با تمرین و تداوم به حرفه‌ای شدنش تبدیل شود و همه چیز را برای نوشتن ارزشمند تلقی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه