همه چیز را روی میز بگذار بعد انتخاب کن

یک: انسان مدرن به گفت‌و‌گو محتاج است

یک مشکل بزرگ این روزهای ما بی‌توجهی به گفت‌و‌گو است. مکالماتی که اتخاب‌های مطلوبی را پیش‌روی‌مان می‌گذارد که از ثمره‌اش کیفیت لحظه‌ای زندگی را بالا ببریم.

 

 

دو: در یک دهه‌ی زندگی دچار فلج تصمیم‌گیری بودم

امروز  داشتم با شکوه و زهرا دو تا از بهترین دوستانم،حرف می‌زدم.

در لابه‌لای حرف‌هایمان، وقتی داشتم از راه‌های رسیدن به برخی روزهای خوش زندگی و جسارت ایجاد تغییر در باوهای ذهنی می‌گفتم، یک لحظه به یاد نیمکتی  در حیاط دانشگاه تربیت‌بدنی افتادم.

نیمکتی که درست ۱۰ سال پیش رویش نشسته بودم و غرق در فکرهای ۲۰ سالگی بودم.
فکرهایی که به اندازه‌ی کافی قوی نبودنم را در برخی روزهای عمر، به رخم می‌کشاندند.
روزهایی که قدرت تصمیم‌گیری برای مهم‌ترین انتخاب‌های زندگی شخصی‌ام را نداشتم.
درست به واسطه‌ی این گفت‌و‌گوی صمیمانه‌ای که میان‌مان شکل گرفت به این نتیجه رسیدم که آن روزها به نوعی فلج تصمیم‌گیری دچار بودم.

 

 

سه: زمان به عقب برگردد تا
در این گفت‌و‌گو اقرار کردم که دلم می‌خواست برای غلبه بر این ناتوانی‌ام، زمان به عقب باز می‌گشت تا محدوده‌ی انتخاب‌های زندگی‌ام را وسیع‌تر می‌کردم.
دست‌کم بیشتر از این به خودم حق ارتکاب خطا را می‌دادم.

 

چهار:وقتی به خودت حق اشتباه می‌دهی
وقتی به خودت حق ارتکاب خطا را می‌دهی، احتمالات را از تمام زوایا رصد می‌کنی.
آن وقت قدرت تحلیل کردنت به مراتب به قدری بالا می‌رود که پیش از آنکه خودت را متقاعد کنی، از پس اقناع نظرات دیگران برخواهی امد.

اصلا قانع کردن شخص به شخص آدمهای اطرافت حد‌و‌مرز اخلاقی را می‌شکند و شادمان کردن را از جامعه‌ی ذهن تو دور می‌کند اما قدرت برانگیختن شور و انگیزه‌ی درون را در تو بیدار می‌کند.

 

 

پنج: از پسانوگرایی جان بارت تا تنوع دایره‌ی انتخابات
جان بارت نویسنده‌ و رمان‌نویس آمریکایی که در آثارش گونه‌ای از پسانوگرایی یا پست‌مدرنیسم دیده می‌شود، می‌گوید:

«ما از امتیاز هولناک و ترسناک خلق معنای شخصی‌ زندگیمان برخورداریم و همین تصمیمات کوچک روزمره است که زندگی ما را تشکیل می‌دهد»

با توجه به این جمله باید بگویم:

شرط معنا دادن به زندگی شخصی این است که بتوانی دایره‌ی متنوعی از انتخابات را روی میز بگذاری.

 

 

شش: همه چیز را روی میز بگذار بعد انتخاب کن
مزایای این کار، می‌تواند این باشد که چون اساسا انتخابات افراد در جهت معنادار شدن زندگی‌ گرفته می‌شود و رضایت هیچ کسی جز خودش، مهم تلقی نمی‌شود، با هر بار خطایی که در تصمیمات مرتکب می‌شود، از شکست خوردن واهمه‌ای نخواهد داشت.
شاید باید بگویم حتی دلیلی نمی‌بیند به بهانه‌ی شکست خوردن، از نفس بیفتد. چراکه برای ادامه‌ی مسیر حق انتخاب یک راه ساده‌تر از انتخاب قبل را دارد.

 

 

هفت: واهمه از شکست

هر کسی به راحتی می‌تواند دایره‌ی متنوعی از انتخابات را در اختیار بگیرد و از انجام تجربه‌ی جدید واهمه نداشته باشد اگر:

  •  برای انجام یک کار تازه به جست‌و‌جوی معنایش نباشد.

در این صورت غرق تجربیات تازه‌ای میشود که اتفاقا دلش می‌خواهد در آنها شکست بخورد تا به راحتی آنها را نادیده بگیرد.

 

 

هشت: کلام آخر
شاید این امر برای همه‌ی افراد صدق نکند اما تجربیات تازه برای هر فردی منجر به بهود نسبی در زندگی‌اش می‌شود.
درست به مانند یک نویسنده که باید به قدری قدرتمند باشد تا بتواند بارها دچار غم و حسرت‌های زندگی شودتا بتواند از آنها نوشته‌ای خلق کند که خواننده را به یاد عمر سپری شده‌ی خودش بیاندازد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه