کودک کارآفرین درون

من از گذشته‌ای آمدم که…

فرزند آخر دختری، یک خانواده شش نفره بودن و زودتر از موعد به نوشتن روی آوردن و دزدکی دور از سخت‌گیری‌های خانواده کتاب‌های رمان خواندن و توی رویاهایی سرکردن که اجازه رسیدن بدانها را نخواهی داشت و یک عمر مجری دستورهای دیگران بودن احتمالا باید آدمی بسازد دمدمی مزاج، عجیب‌و‌غریب و البته بی‌انگیزه که فقط روزها را سپری می‌کند.
در خانواده‌ای که کسب درآمد شخصی، معنای خاص خودش را داشت و کسب مدارج علمی مترادف با موفقیت بود، خودرای بودن و کار خود را کردن نوعی سرکشی محسوب می‌شود.
درست یا غلط من از گذشته‌ای آمده‌ام که هنوز برای افشاگری کردن بسیاری از وقایعش آمادگی ندارم و معتقدم  برای برملا کردن خیلی چیزها زود است. هر چند که در پست خودافشایی چه مشکلی را در ما حل می‌کند؟ گفته بودم که یکی از ابزارهای اساسی یک نویسنده، توانایی خودافشایی درونیات است اما در بیانشان به خودم زمان می‌دهم.

درست یا غلط من از گذشته‌ای آمده‌ام که نسبت به هم‌سالان خودم عرضه‌ی به بلوغ رساندن دید اقتصادی و کشف درآمدزایی در حرفه‌ی تخصصی‌ام را نداشتم چون تا مدتی وابسته خانواده و تصمیمات‌شان بودم.
همیشه دست به زانو و با عصا از یک مسیر عبور می‌کردم بی‌آنکه بخواهم ویژگی‌ها و توانمندی‌های لازم خودم را بشناسم یا فرصتی برای به چالش کشاندنم را فراهم کنم چرا که همواره تصورم بر این بود که برای اصلاح امور زندگی، همیشه وقت هست و هیچ ضرب‌الاجلی در کار نیست.

کودک کارآفرین درون
این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری طعم استقلال را مزه کردم و دارم به رسیدن به خواسته‌های درونم فکر می‌کنم، فهمیده‌ام که یک کودک کارآفرین درون همه‌ی ما هست که کاری با درآمدمان یا قرار گرفتن‌مان در تنگناهای اقتصادی ندارد اما مساله و دغدغه‌ی اساسی‌اش نشان دادن ویژگی‌های شایسته‌ی درونی‌مان است.
ما آدمها در هر چیز با یکدیگر اختلاف داشته باشیم، در یک ویژگی مشترک هستیم و آن هم اینکه تا مجبور نباشیم دست به کار نمی‌شویم.

کافی است مجبور باشیم.

آن وقت به انجام هر کاری که رعشه بر اندام‌مان بیاندازد هم تن می‌دهیم چه برسد به کارهایی که در تحقق رویاها و آرزوهای‌مان نقش پررنگی دارند.
من هم می‌دانم که اوضاع اقتصادی این روزها و شرایط پیش‌بینی نشده‌ی آینده، کودک کارآفرین درون‌مان را از انجام هر کاری دلسرد می‌کند.

من هم مدافع این جور زندگی کردن در هاله‌ای از ترس و ابهام از شروع کار نیستم اما چاره چیست؟ باید در همین آشفته بازاری و نوسانات قیمتی فرصت را برای فعال کردن کودک کارآفرین درون مهیا کرد تا به مقصودی که برایش در تلاش است، رسید.
پی.نوشت:
این روزها خلاف گذشته که مطیع تصمیمات دیگران بودم، به چیزهایی فکر می‌کنم  از صمیم قلب، رسیدن به آنها را می‌خواهم و برای رسیدن به آنها تمام تلاشم را می‌کنم.
شاید من در گذشته نمی‌خواستم اینی باشم که اکنونم چراکه هیچ‌گاه بهترینی برای خودم متصور نبودم اما اکنون کودک درون کارآفرینم از خواب غفلت بیدار شده‌است که کلی برنامه و آرزو برای رسیدن دارد.

 

2 پاسخ به “کودک کارآفرین درون”

  1. زینب جوادی گفت:

    موفق باشید👌💐

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه