شش اشتباه در ابتدای راه تولید محتوا

محتوا چیست؟
من ۱۰ سال در حوزه‌ی ورزش فعالیت کردم و در این حوزه تخصص لازم را چه برای تدریس چه برای انجام حرکات ورزشی دارم.
تصور کنید امروز صبح تصمیم می‌گیرم اطلاعات ورزشی‌ام را در اختیار مخاطب قرار دهم و با انتشار یک ویدئو آموزشی از ورزش صبحگاهی‌ام و دویدن توی پارک مخاطب را از تخصص خود مطلع می‌کنم .
من محتوایی را تولید کردم که مخاطب را از اطلاعات تخصصی که در این جوزه دارم مطلع می‌کند حتی بر اساس سرنخ‌های رفتاری من در این ویدئو می‌تواند با من ارتباط برقرار کند و با دنبال کردن من به دنبال کسب اطلاعات بیشتری است.
من با این ویدئو منتشر شده کار محتوا را آغاز کردم و وارد بازی تولید محتوا شدم.
در اینجا نکته‌ی اساسی وظیفه‌ی من برای تولید محتوای بیشتر و حضور مداوم است که مخاطب را حفظ می‌کنم.

تولید محتوا چیست؟
وقتی نگاهی به تعریف تولید محتوا از زبان مریدو کولارف می‌کنی، مفهوم تولید محتوا به ما می‌گوید:
«تولید محتوا عبارتند از یک رویکرد بازاریابی استراتژیک که روی خلق و نشرمحتوای ارزشمند متناسب و پیوسته متمرکز است تا به این وسیله بتواند نظر مخاطب را جذب کند و قادر باشد او را حفظ کند تا به خرید سودآوری منجر بشه.»
من معتقدم تولید محتوا در وهله‌ی اول به ایجاد ارتباط احتیاج دارد.
خواننده متنهای نوشتاری شما، شنونده‌ی پادکست‌های صوتی شما و حتی ببینده‌ی ویدئوهای‌تان نیازمند دریافت سرنخ ارتباطی هستند. اگر محتواگر بتواند محتوایی تولید کند که مخاطب را به برقراری ارتباط با محتوایش دعوت کند می‌تواند در اثرگذاری و جذب مخاطب موفق عمل کند.
ویدئو و پادکست و متون نوشتاری نوعی از محتوا هستند.
شاید در ابتدای کار تولیدمحتوا، نوشتن برخی پستهای وبلاگی یا نشر کپشن‌های اینستاگرامی نتواند به فروش محصولات کمک کند اما در ایجاد ذهنیات مثبت در خواننده کمک فراوانی می‌کند.
در ابتدای راه تولید محتوا ممکن است محتواگر دچار مشکلاتی شود و از نشر محتوا منصرف شود. در این مقاله ۶ اشتباه رایج یک محتواگر را به طور مختصر توضیح می‌دهم.
شش اشتباه رایج در تولید محتوا

اشتباه اول: عدم مطلع کردن دیگران از تخصص‌مان
بسیاری از اوقات با منتشر نکردن محتوا مخاطبان بیشتری را از تخصص خودم مطلع نمی‌کنیم یا حتی در امر تولیدمحتوا به دنبال کسب یک تخصص در یک زمینه خاص هم نیستیم.
تصور کن که من مهارت در ارائه‌ی دانش تخصصی‌ام در ویدئو دارم یا صدای خوبی برای تولید پادکست اما بدون نشر محتوا آدمها را از تخصص‌هایم مطلع نمی‌کنم.
همه‌ی افراد در حرفه‌ی کاری که هستند کاری را انجام می‌دهند که آن بستر ازشان انتظار دارد و پا فراتر از انتظار نمی‌گذارند و تلاش نمی‌کنند که فضا و بستری ایجاد کنند که جدا از انجام وظیفه در حرفه‌ی کاری‌ در محیط شغلی‌شان، افراد دیگری را نیز از تخصص‌شان مطلع کنند.
وقتی از محتوا و بازاریابی محتوا حرف می‌زنیم داشتن یک تخصص و نوشتن از آن تخصص نه فقطیک نقطه‌قوت که حتی الزام برای یک محتواگر است که بدین وسیله روی یک نقطه تمرکز کند و اجازه دهد دیگران نیز از این تخصص بهره‌مند شوند.
من همیشه می‌گویم اگر قرار است که تولید محتوا برای شخصی درآمدی حاصل کند یا کسب‌وکاری از فردی دعوت به همکاری کند شانس با افرادی است که حوزه تخصصی‌شان مشخص باشد و دست کم در مورد یک موضوع به خصوص دانش تخصصی داشته باشند.
من در تجربه‌ی مدتی نوشتن و مطالعه در زمینه‌های مختلف، به سه حوزه برای تولید محتوا رسیدم سه حوزه‌ی مشخص با کلیدواژه‌هایخاص خودش.
حالا با مداومت در نوشتن و خواندن می‌توانم یک حوزه انتخاب کنم و دست کم ۶ ماه روی این موضوع فعالیت کنم تا به تخصص کافی در آن برسم.
مشکل درست از این قسمت شروع می‌شود که وقتی موضوع شما مشخص می‌شود و در ابتدای راه تولیدمحتوا با اشتیاق هر چه تمام به صورت انفجاری شروع به فعالیت می‌کنی و اوایل کار انتشار پست و نوشتن از یک موضوعات مختلف نیمی از این راه ۶ ماه را طی می‌کنی. سه ماه که از تخصصی کار کردنت می‌گذرد متوجه می‌شوی الهامات و ایده‌هایی که به ذهنت می‌رسد چنان اوایل راه دراماتیک نیستند و نظرت را جلب خودش نمی‌کند. کم‌کم حجم مخاطبین و بازخوردهایشان کمتر و کمتر می‌شود.
افراد زیادی به این نقطه که می‌رسند کار تولید محتوا را رها می‌کنند و نشر محتوایشان را رها می‌کنند.
در این لحظه یک گذرگاهی وجود دارد که ما را از فرو رفتن در لاک دفاعی و نشر ندادن محتوا نجات می‌دهد و آن هم کسب مهارت. با کسب مهارت است که این دسته از افراد در تولید محتوا می‌توانند در جایی که احساس می‌کنند دیگر مثل سابق شور و انگیزه ندارند و از وضعیت فعلی راضی نیستند با یادگیری مهارت جدید با توان بهتری به تولید و نشر محتوا بپردازند.
اشکال در اینجاست که خیلی وقت‌ها باور نمیکنیم که منبع الهامات‌مان به سرعت خالی میشود و نیاز به از نو پر شدن دارد.

اشتباه دوم: حضور کمرنگ در نشر محتوا

دومین اشتباهی که یک محتواگر را در روند تولیدمحتوا مرتکب می‌شود حضور کمرنگ و فصلی کار کردن است.
جادوی تولید محتوا در ایجاد تصور و ذهنیت مثبتی است که مخاطب به واسطه نشر محتوای یک محتواگر کسب می‌کند.
باید دوباره به این موضوع اشاره کنم که شاید یک محتواگر نتواند از روزانه نویسی در وبلاگ شخصی یا از نشر ویدئوهای و پادکست‌های منتشر شده در اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی‌‌اش در ابتدای راه درآمدی کسب کند اما به واسطهی همین محتوا در ایجاد ذهنیت مثبت برای افراد نقش موثری دارد.
با حضور مداوم است که در وهله‌ی اول به مخاطب علاقه و پشتکارمان را نشان می‌دهیم و از طرفی دیگر این مداومت محتواگر را به ماطب تخصص‌اش که همان مشتری‌های وفادار او هستند، می‌رساند.
یکی از راهکارهایی که این مداومت را در محتواگر تقویت می‌کند، درک چرایی تولید محتوا است. یک محتواگر باید از خود بپرسد «چرا تولید می‌کنیم؟»
یک محتواگر شاید در جواب این پرسش با دلایل متفاوتی مواجه شود که نقش مهمی در مداومت تولید محتوا داشته باشد اما از میان چندین دلیل یک مورد از سایرین از اهمیت بیشتری برخوردار است و آن هم اینکه ارائه‌ی اطلاعات تخصصی به مخاطب سبب ایجاد اعتماد و اثرگذاری می‌شود و این اعتماد میتواند مهره‌ی کلیدی یک محتواگر باشد که ا حد قابل توجهی مرهون مداومت در نشر محتواست.
حالا چطور فصلی کارکردن و یک خط درمیان بودن می‌تواند در جلب مخاطب اثربخش باشد؟
اشتباه سوم:عدم پاسخ دهی به موقعیت‌ها و فرصت‌های دردسترس
اشتباه سومی که یک محتواگر با آن مواجه می‌شود این است که به فرصتها و موقعیت‌های دردسترس پاسخ نمی‌دهد یا حتی درصدد ایجاد فرصتهایی برای خود مهیا نمی‌کنند.
ممکن است مدتی از ورود یک محتواگر به این عرصه نگذشته باشد که پیشنهاد همکاری از سوی یک شرکت محتوایی یا یک سازمان برای تولید محتوا بدانها ارایه شود.
چند نفر حاضرند رزومه‌ی کاری‌شان را ارسال کنند و شروع به همکاری کنند؟
به جرئت می‌توانم بگویم زیر ۱۰ درصد از افراد در ابتدای این کار حاضر به فعالیت برای دیگرانند.
این امتناع از قرارگیری در فرصت‌های جدید نشات گرفته از تصوری است که افراد تازه‌کار در حوزه‌ی محتوا از مهارت و توانمندی‌های‌شان در ذهن ایجاد کردند و و مانع از ورودشان به بازار کار می‌شود.
در حالی که ورود به عرصه کارکردن و نمایش مهارت‌ها و قابلیت‌ها می‌تواند شرایط را دگرگون کند. چرا که شاید تخصص هر فردی به قدری نادر باشد که کسی نتواند انجام آن را برعهده بگیرد.
ممکن است که حتی شروع کار یک محتواگر در ابتدای راه با قیمت‌های کمتری آغاز شود اما این ورود به عرصه کار میتواند زمینه‌ساز خوبی برای همه فن حریف شدن محتواگر راه رقم بزند.
اشتباه چهارم:عدم اعتماد به نفس در نشر محتوای تولیدی
اشتباه چهارمی که در ابتدای راه محتوا، گریبان یک محتواگر را می‌گیرد این است که او به تخصص خودش اعتمادی ندارد و حتی نمی‌تواند تمام قد پشت متون نوشتاری خودش بایستد و ازشان دفاع کند. همین پایین بودن اعتماد نفس از این فرد روایت‌گری خوبی برای انتشار تخصص‌اش نمی‌سازد.
شاید در پاسخ به چرایی این عدم اعتماد به نفس بتوان به توجه زیاد به بازخوردها از سوی مخاطبین اشاره کرد.
زمانی که تعداد بازدیدهای سایت یا تعداد مخاطبهای اینستاگرامی موضوع مهمی برای محتواگر باشد و به نرخ کاهشی توجه زادی شود، همین بازخوردهای می‌تواند عاملی شود برای ترس از نشر هر گونه محتوایی در رسانه‌های فرد محتواگر .
اما زمانی که محتواگر، دیدگاهش نسبت به تولید محتوا این باشد که راهی است برای آموزش دیدن، کسب مهارت و رشد کردن، تمام قد پشت هر محتوایی خواهد ایستاد.
محتواگر باید در برای ایجاد اعتماد به نفس بیشتر، به نوشتن روایت درستی از داستان زندگی و نقل تجربیاتی که او را به درجه‌ای از تخصص رسانده، مشغول شود و در ارائه‌اش شفافیت به خرج دهد و تمرین نوشتن کند چرا که تولید محتوا بیشا از هر چیزی به نویسندگی نیاز دارد. هر گونه‌ای از محتوا برای تولید شدن ایزمند نوشتن است.
نوشتن از احساسات درونی و تجربیات روزمره از یک محتواگر روایت‌گر قابلی برای ارائه‌ی تخصصش به مخاطب می‌سازد.
اشتباه پنجم: عدم ایجاد رابطه با افراد متخصص حوزه
اشتباه پنجم این راه هوشمندانه عمل نکردن در ایجاد رابطه با افرادی که در این حوزه فعال هستنند. زمانی که یک محتواگر دایره‌ی روابطش را گسترش نمیدهد که شناخته شود تا ابد در حصار فکر و اندیشه‌های خودباقی می‌ماند و نمی‌تواند از پس تولید محتوای اصولی برآید و در دیه شدن و نمایش بیشتر محتواهایش به مشکل عظیمی برمی‌خورد.
اشتباه ششم: عدم گفت‌و‌گو با مخاطب
اشتباه آخری که در این راه تولید محتوا وجود دارد عدم گفت‌وگو با مخاطب است.
در ابتدای راه تولید محتوا ممکن است فضای شبکه‌های اجتماعی محتواگر را تار عنکبوت ببند و هیچ محتوایی درش ارائه نشود.
زمانی که محتواگر از رسانه‌های اجتماعی‌اش برای ساخت شبکه‌ای از ارتباطات استفاده می‌کند و با مخاطبین گپ‌وگفت می‌کند به خودش و محتوای ارائه‌ شده‌اش اجازهی معرفی بهتر می‌دهد که این روابط و شناخته شدن در میان افراد مسبب ایجاد اعتمادی می‌شود که برای ساخت برند شخصی‌اش بدان نیازمند است.
اسن فضا اجازه‌ی برخورد مستقیم با مخاطب و شناخت علایق و سلایق آنها را به محتواگر برای تولید محتوای اثربخش می‌دهد.
نتیجه‌گیری:
تولید محتوا شکلی از برقراری ارتباط با مشتری است که در آن مخاطب از توجه کسب شده به واسطه‌ی محتوا لذت می‌برد. هر محتواگری با ارائه‌ی درست اطلاعات و توانمندی در برقراری ارتباط می‌تواند راه نفوذ و تاثیرگذاری بر مخاطب را ایجاد کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی سریع

ارتباط با ما

برای دریافت خبرنامه، ایمیل خود را ارسال کنید


© 2003-2021
طراحی و پشتیبانی: سعید قائدی با همزه